سلام

هرچه که بیشتر در تاریخ ایران جست و جو می کنی شگفتی ات بیشتر می شود . گاهی اوقات به نکات و رویدادها و سنتهایی بر می خوری که حتی باورش برایت سخت است .

اما از آنجایی که شناخت تاریخ ایران , بویژه تاریخ صفوی برای شناخت دنیای امروزمان و پیش بینی آینده بسیار مهم است نمی توان از خواندن و شناختن آن گذشت .

درباره ی دوران صفوی نکات شگفت آور زیادی خوانده و شنیده بودم ( مثلا علاقه ی پایان ناپذیرشان به همجنس بازی ) ولی راستش بحث آدم خواری برایم هرگز در وهم هم نمی گنجید . چند روز پیش یکی از دوستان ایمیلی فرستاده بود که به این رویداد ترسناک پرداخته بود .

نگار گری از محمد قاسم: شاه عباس و جوان (امرد در آغوش شاه عباس!؟)، به سال 1627، موزه ی لوور

نگار گری از محمد قاسم: شاه عباس و جوان (امرد در آغوش شاه عباس!؟)، به سال ۱۶۲۷، موزه ی لوور

گویا مرحوم سعیدی سیرجانی جزو معدود کسانی بوده که در این مورد تحقیق و بررسی کرده است . ( صفویه به دلیل ارادتشان به تشیع همواره مورد احترام پیشوایان مذهبی بوده اند و به همین دلیل بسیاری از پلیدی هایشان در طول تاریخ پوشیده و نگفته مانده )

گویا در دربار شاهان صفوی که به هیچ روی تحمل مخالف را نداشته اند گروهی جلاد زنده خوار وجود داشته اند به نام چگین یا چیگیین که با اشاره ی سلطان همچون جانوران درنده به قربانی حمله کرده و زنده زنده او را می خوردند . شاید گمانش هم دشوار باشد . اما راست است . این افراد همچون جانوران درنده با دندان بدن قربانی را تکه تکه کرده و می خوردند و از کاسه ی سرش برای نوشیدن شراب استفاده می کرده اند . گمان می کنم که از حیث رفتار هیچ جانوری یا هیچ قوم آغازی ( بدوی ) این چنین عمل نمی کرده است . چون به جانوران شکارچی مانند شیر و ببر و پلنگ و کفتار که نگاه می کنید می بینید نخست شکار را خفه می کنند و سپس او را می خورند که خوردنشان هم برای سیر کردن شکم و زنده ماندن است و نه هیچ دلیل دیگر . در قبایل آغازی هم فقط انگشت شماری بوده اند که گوشت انسان می خورده اند و آنها هم بیشترشان گوشت یک فرد مرده را می خوره اند . یا شخص پیش از این مرده بوده و یا قربانی اش می کرده اند و سپس بدنش را آن هم در حد اندک و فقط برای انجام نمادین مراسم می خورده اند . اما آن گونه که از نوشته های شاردن و برخی تاریخ نگاران دیگر بر می آید گروه ۴۰ نفری چگین ها شخص را زنده می خورده اند و آنچنان هم این کار را می کرده اند که چپز زیادی از بدن قربانی باقی نمی مانده .

طرفه آن است که گاهی برای نشان دادن ارادت خود به شاه در این کار چنان گوی سبقت از هم می ربوده اند که کار به زد و خورد و چاقو کشی هم می رسیده .

گویا شاه اسماعیل پس از آنکه جسد شیبک خان ازبک رقیب و همسایه ی معروف را به حضورش آورده اند در میان صوفیان گفته : “هرکس که سر مرا دوست دارد از گوشت این سگ [ دشمن ؟؟! ] بخورد”

صوفیان که افرادی روحانی و اهل ایمان هم بوده اند چنان بر سر خوردن شیبک خان ازبک رقابت می کنند که تیغ و خنجرهایشان از نیام بیرون می آید . افرادی که از قافله عقب مانده بودند اندکی گوشت را به قیمتی گزاف از جلویی ها می خریده و به دندان می کشیده اند .

مرحوم سعیدی سیرجانی در کتاب ” وقایع اتفاقیه ” و جناب نصرالله فلسفی در کتاب ” زندگانی شاه عباس اول ” و همین طور شاردن جهانگرد فرانسوی در سفرنامه اش افرادی هستند که به این رویداد دهشت بار اشاره کرده اند .

جست و جو در اینترنت شما را با  آبشخورهای (منابع) بیشتری هم آشنا خواهد کرد .

یک نوشتار ۳ صفحه ای در این مورد , نگارش آقایی به نام “وحید آقاجانی” را از اینجا می توانید بگیرید .

مروری بر زندگی شاه اسماعیل اول را هم از اینجا بگیرید . پایین صفحه ی سوم داستان خورده شدن شیبک خان ازبک از زبان امیر محمود خواندامیر آورده شده است .

آبشخور دیگر وبلاگ نیکوماخوس

۱۳۸۹/۱۰/۲۱
۲۵ دیدگاه

۲۵ دیدگاه »

  1. رضا
    ۶:۱۲ ب.ظ در دی ۲۲م, ۱۳۸۹

    فکم افتاد صفویه آدم خواری
    مخلصیم آقا وحید

  2. وحید فلاحی
    ۶:۳۲ ق.ظ در دی ۲۴م, ۱۳۸۹

    salam
    eradatmand
    ( fonte farsi da r dast res nist

  3. رضا
    ۷:۳۲ ب.ظ در دی ۲۴م, ۱۳۸۹

    نیستی اقا وحید شیراز شاهچراغ حافظیه سعدیه باغ ارم دلگشا عفیف اباد و…..
    خلاصه جای شما خیلی خالیه

  4. وحید فلاحی
    ۶:۴۵ ق.ظ در دی ۲۶م, ۱۳۸۹

    bah bah . salam khosh bashi aqa reza . doostan be jaye ma ( fonte farsi nadaram ).

  5. sangdel99
    ۸:۵۹ ب.ظ در دی ۲۸م, ۱۳۸۹

    salam va 2 sad bedrood khedmate aqa vahide gol
    aqa ma vejdanan dast marizad man hamishe ba sitet hal mikonam miamo bi sar seda ham miram faqat matalebeto mikhonam ….vojdanan vase shabkari ha ham kheili sargarm konandas

  6. دومان
    ۴:۴۷ ب.ظ در دی ۹م, ۱۳۹۱

    واقعا متاسفم که چنین مزخرفاتی را قبول کرده اید،
    خدا هدایتتان کناد

  7. وحید فلاحی
    ۶:۰۹ ب.ظ در دی ۹م, ۱۳۹۱

    شما هدایت شده اید ؟ این مزخرفات در منابع تاریخی آمده اند . مستند شما برای باطل کردن آنها چیست ؟

  8. شاه عباس
    ۱۲:۱۳ ق.ظ در بهمن ۲۷م, ۱۳۹۱

    دیگه حرف از این چرت تر تو عمرم نشنیده بودم!!!
    واقعا!
    می تونم بپرسم رو چه حسابی این مطلب رو نوشتید؟

  9. روزبه
    ۸:۲۹ ق.ظ در اسفند ۲۳م, ۱۳۹۱

    منبع تاریخیتون همون ای‌میلیه که گرفتین دیگه؟ نه؟

  10. وحید فلاحی
    ۱۲:۰۴ ب.ظ در اسفند ۲۶م, ۱۳۹۱

    روزبه عزیز , درباره ی منابع آنقدر توضیح داده ام که نیمی از این کامنتها را حجم توضیحات من تشکیل می دهند . شما اگر دوست ندارید حقایق تاریخی را بپذیرید خودتان می دانید . ولی منابع زیادی از تاریخ دوران صفوی در اختیار داریم که همگی بیان گر حقایق تلخی از آن دوران هستند . اگر دوست داشتید کمی در این زمینه تحقیق کنید , به نتایج پذیرفتنی زیادی خواهید رسید .

  11. محسن
    ۸:۱۸ ب.ظ در اسفند ۲۷م, ۱۳۹۱

    با سلام. فکر نکنم بشه روی یک ایمیل یا یک مطلب دیگه که از یک وبلاگ دیگه کپی شده اظهار نظر تاریخی کرد.
    ضمن تشکر قبلی از نویسنده، اگه منبع دقیق دارین، بگید ما هم بریم نگاه کنیم. با تشکر

  12. وحید فلاحی
    ۱۱:۵۱ ق.ظ در فروردین ۶م, ۱۳۹۲

    سلام
    محسن عزیز اگر نوشته را خوانده بودی می دیدی که در پایان نوشته ( همانطور رسم معمول در همه جای دنیاست ) آبشخورها نشان داده شده اند .

  13. سیروس
    ۱۱:۲۰ ق.ظ در فروردین ۳۰م, ۱۳۹۲

    خسته نباشید.
    متاسفانه این عادت ما ایرانی هاست .که همیشه انسانهای خدمت گذار را تخریب می کنیم .در طول تاریخ کدام حکومت را می شناسید که به اندازه شاه عباس کبیر از عظمت ایران دفاع کرده .در ضمن نگاشته های آقایان شاردن وتاورنییه چون هدف تخریب و استعمار ایران را داشتند اقدام به نوشتن این مطالب نموده اند .شماهم این قدر سنگ غربی هارا که خودشان بدترین جنایت هارا انجام میدادند رو به سینه نزنید.

  14. آریوبرزن
    ۲:۵۶ ب.ظ در اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۲

    سلام
    برام جالبه که بعضی از هم وطنهای من چشمهاشون رو می خواند ببندند و خودشون رو به خواب بزنند بگند ما که چیز ندیدیم پس هیچی هم نیست.نخیر اگه یکم زحمت بدین به خودتون تا اینجا زحمت کشیدید آمدید این مطلب رو خوندد اینقدر براتون سنگین بوده که باور نکنید اما بالاخره یک سرچ دیگه بزنید حتما به منابع معتبر این پدیده زنده خواری در دوران صفوی ها بر خواهید خورد.تاریخ رو نمی شه گول زد نمیشه تغییر داد اگه حتی اینقدر قدرت داشته باشی که بتونی عوضش کنی باز از یک جای دیگه حقیقت تاریخ خودش رو نون میده.این تاریخ این ایران چگین ،تایبین،و دهها شکنجه و حذف مخالفین که توسط حکام ایران انجام میشده.خیلی راحت میتونید شکنجه هایی که بشر اختراع کرده وبه وسیله اونها مخالفن و دمن هاشو میکشه رو سرچ کنید بعدا میفهمید که هیچ کاری از این آدم بعید نیست.

  15. پیام
    ۲:۱۵ ب.ظ در اردیبهشت ۲م, ۱۳۹۲

    شاه اسماعیل مذهب شیعه بطور عام را مذهب رسمی ایران قرار داد یعنی نوعی صوفی (قائل به مراد و مرید) در زمان شاه عباس چون پدر شاه عباس زنده بود وتمام قزلباش ها در هنگام زنده بودن پیر ومرشد مراد یا صوفی کامل فرانبردار او بودند و شاه عباس خود را ظاهرا شاه می دید برای بر هم زدن این قضیه مذهب شیعه ۱۲امامی را مذهب اصلی قرار داد و علمای شیعی را به دربار خود آورد وحمایت نمود و نفوذ دراویش را کم کرد وچون سپاه ایران با وجود رشادت شاه اسماعیل ویارانش فقط بعلت نداشتن توپ در جنگ چالدران از سلطان سلیم سنی حنفی شکست خورده بودند شاه عباس از انگلیسیها برای ساختن توپ و تفنگ یاری جست فنی که عثمانی ها قبلتر از اروپائیان فرار گر فته بودن . در مورد آدم خواری در تواریخ آمده است قزلباش ها شاه اسماعیل را نه تنها بعنوان رهبر بلکه بعنوان انسان کامل پرستش می کردند منقول است وقتی شبیک خان ازبک پس از مزاحمت های بسیار برای مردمان شرق ایران از سپاه ایران شکست میخورد وکشته می گردد او را نزد شاه اسماعیل می آورند اسماعیل می گوید هر کس مرا قبول دارد این مردک کافر را بدرد در اندک زمانی حاضرین چه سپاهی چه عادی او را قطعه قطعه کرده می خورند در دربار شاه عباس هم آدمخوارانی بودند که به فرمان شاه جهت تنبیه و اخطار به دیگران فرد خاطی راجلوی دیده بزرگان وحا ضرین زنده زنده می خوردند. این مورد ربطی به مذهب شیعه نداشته ودر مورد ش توصیه ای نشده بلکه این گونه اقدامات شاهان برای اثبات اقتدار وصلابتشان در طول تاریخ بوده چون در همان زمان در سپاه عثمانی (سلیم -سلیمان) ینی چریها گروهی بودند که جهت رعب دشمن در صحنه نبرد دشمن را زنده می خوردند. در مورد قتل عام سنی های تبریز و بغداد و جاهای دیگر توسط شاه اسماعیل وقزلباشها این توصیه علمای شیعه نبوده اگر چه مفتی بزرگ استانبول فتوای مباح وثواب بودن کشتن شیعه را به سپاه عثمانی داده بود(در این زمان نیز چنین فتواهای داده می شود) تنها مقابل به مثلی بود که سلطان سلیم وسلطان سلیمان در مورد شیعیان آنوتولی تبریز و جاهای دیگر و ازبک ها درخراسان و هرات وشرق ایران انجام داده بودند ودر این بین مردم بی گناه چه سنی چه شیعه در آتش نادانی وقدرت سلاطین سوختن . بطور کلی اعمال شاه اسماعیل نتیجه و برآیند اعمالی بود که در طول تاریخ بر علیه شیعه از طرف مخالفین صورت گرفته است مانند لعن گفتن به علی (ع) خراب کردن بارگاه حسین (ع) وکاشتن گندم در آن جا و…. (که باز این اعمال هنوز هم ادامه دارد ) جنگ های صفویه وعثمانیها همیشه هم جنگ شیعه وسنی نبوده بلکه جنگ قدرت و عوام فریبی بوده در نامه های شاه طهماسب متعصب شیعی به سلطان سلیمان متعصب حنفی شاه ایران سلطان متجاوز به کشور را خداوندگار مینامد!!
    اگر چه در این زمان ولحظه بعضی از اعمال ورفتار شاه اسماعیل را تا ئید نکرده بلکه انز جار هر انسان را بر می انگیزد .اما نقد وتحلیل شاه اسماعیل باید از تمام زوایا انجام گیرد.از منظر دیگر اسماعیل ۱۳ ساله با روحیه جنگ جویی که داشت ایران پر آشوب آن زمان راکه در هر گوشه اش خانی حکومت می کرد متحد نمود سلطان سلیم را اسماعیل یا قزلباشان مجبور به لشکر کشی به ایران نکردند زیرا در آن زمان اسماعیل وسپاهش در شرق ایران مشغول مبارزه با ازبکان متجاوز بودند وآمادگی جنگ هم زمان در غرب کشوررا نداشتن .اگر چه با اطلاع از ورود سلیم سراسیمه به سمت غرب آمد سپاهش تحلیل رفته بود با ۲۰هزارقزلباش در مقابل ۱۰۰هزار عثمانی درچالدران چنان دلاوری نمود که سلیم را به وحشت انداخت و اگر توپ خانه مهیب عثمانی که برای ایرانیان نا آشنا بود وجود نداشت بجایی کاسه سر شبیک خان ازبک کاسه سر سلیم ترک در دست اسماعیل خودنمایی می کرد پس از شکست چالدران اسما عیل وقزلباشان فهمیدن او انسان فرا زمینی نیست اسماعیل تاج از سر برداشت وبه نشانه عزا عمامه مشکی بر سر نهاد.سلطان سلیم وسلطان سلیمان چون لقب خلفیه الله را از خلفای مصر گرفتن توهم زده شدند ونام سلطان را فقط برای خود می دانستن وبقیه امرا حتی پادشاهان اروپا نیزباید با اذن آنها تاج گذاری مینمودندولی ایرانیان دیر زمانی بود که قداست خلفای اموی وعباسی را لگد مال وبر هم زده بودن (بابک خرمدین – ابو مسلم خراسانی –خواجه نظام ) پس خلفای جدید اسلامی که شاهان نوجوان وسرکش ایرانی و طرفدارنشان که در سپاه عثمانی نیز بودند را خطری بزرگ دیدند که اگر قدرت گیرند مانند خلفای قبلی دودمانشان را به باد دهند پس پیش دستی کرده به ایران حمله کردند وبا وجود سپاه عظیم وخونخوارومجهز به توپ باز از قزلباشان اسماعیل وطهماسب می هراسیدن زیرا در هر دو مورد حمله سلیم وسلیمان به ایران سلاطین ترک با نامه نگاری به ازبکان سپاه ایران را در شرق خسته ومشغول نگه می داشتن وپس از تصرف تبریز همدان کردستان وکشتن شیعیان و غارت اموال از بیم شبیخون ایرانیان به خاک خود عقب نشینی می کردند.شاه عباس با تجهیز سپاه به توپ وتفنگ ابتدا ظاهرا با عثمانیها صلح کرد به شرق رفته کار ازبکها را یکسره کرد به غرب آمده عثمانیها را از خاک ایران بیرون ریخت بعد از این شاهان صفوی نادر و کریم خان وقا جار فقط جهت ادب نمودن عثمانی ها وپاشا هایشان که زائران ایرانی را اذیت می کردند با آنها جنگیدن .
    اگر ایران وایرانی زیر فرمان عثمانی ها میرفت ومتحد میشد پس از شکست عثمانیها در جنگ جهانی اول باید غرامت بلند پراوزیهای خلفا ی عثمانی را در اروپا میداد وقیمومیت متفقین فرانسه یا انگلستان را می پزیرفت واگر ما تا حال فرمانبردار خلفا بودیم بجای فارسی باید عربی با هم صحبت می کردیم .
    پس زنده باد ایران آزاد و
    یاشاسین شاه اسماعیل))

  16. بهنام
    ۶:۳۳ ب.ظ در اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۲

    با سلام
    دوستانی که انکار مسائل تاریخی را بدون تحقیق پیش میگریند یا اینکه چون با میل و سلیقه آنها منطبق نیست و گنجایش شنیدن واقعیات را ندارند و تاریخ چهار صد ساله را رد و انکار میکنند چطور دین و مذهبی که حداقل ۱۴۰۰ ساله هست بدون تحقیق قبول میکنند یا نهایتا از کتاب هایی استفاده میکنند که یک طیف فکر منتشر کرده. شما که باانکار چند منبع معتبر تاریخی میخوای صورت مسئله را پاک کنی بهتره که وارد مسائل تاریخی نشید چون در مرکز قدرت حکام همیشه جنایت و خون ریزی بوده است.

  17. وحید فلاحی
    ۱:۳۷ ب.ظ در اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۲

    سیروس عزیز , روی داد های یاد شده همگی بخشی از تاریخ صفویه هستند . چه ما خوشمان بیاید , چه نیاید . ضمنا سلسله ی صفویه فقط به شاه عباس محدود نمی شود . شاهان زیادی داشته که در بی کفایتی گوی سبقت را از هم می ربوده اند . متهم کردن تاورنیه و شاردن و دیگر بیگانگان به تخریب کمی تند روی است . بسیاری از چیزهایی که ما امروز در ایران داریم را همین بیگانگان برایمان به ارمغان آورده اند . نخستین سرود ملی ایران از آن جمله است .

  18. مونا
    ۵:۴۴ ب.ظ در اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۲

    اگر بخوایم راجبه تاریخ نظر بدیم باید همه ی جوانبو بسنجیم وحقایقو نادیده نگیریم،شاه اسماعیل کسی بود که ایران بعد از اسلامو که تقریبا از هم گسسته بودو هیچ حاکمیت مستقل و وا حدی نداشترو به صورت کشورى با تمامیت ارضی و حاکمیت کاملا مستقل وقدرتمند در اورد وایران به صورت یکپارچه با حاکمیت ملی مذهبی مستقل شد و این واقعیت که اون به خاطر وطن پرستى و هدفش که وجود ایرانی با ایین ملی مخصوص به خود ومتحد بود قیام کرد را نمیتوان انکار کرد

  19. یوسف شیرین پور
    ۳:۲۱ ب.ظ در خرداد ۱۴م, ۱۳۹۲

    راجع نوشته هات سند نداری می دونم چرا اینقدر میری خیلی قدیم هزب کمونیست چین که فیلمش و عکسش تو اینترنت هست در تورکستان جنوبی جنین زنهای حامله رو در آورده می خورن که همین الان هم در چین مرسومه یا ارمنیها در قره باغ آذربایجان از این جنایتها خیلی کردن یا تجاوز چشماتو واکن آقای فلاحی یا اسماعیل سیمیتکو با دار دسته شامییان که قتل عام اورومیه انجام دادن اینارو همه دیدن وسند داره از قدیم گفتن دیدن کی بوود مانند شنیدن فقط اینو میدونم که سطح مطالعت خیلی پایین صد رحمت به بنیاد افشار

  20. وحید فلاحی
    ۵:۲۷ ب.ظ در خرداد ۱۸م, ۱۳۹۲

    حزب کمونیست شوروی چه ربطی به این نوشته داشت من نمی دانم . ولی خسته نباشی .

  21. علی
    ۲:۵۵ ب.ظ در خرداد ۱۹م, ۱۳۹۲

    آقا جان این مزخرفات را دشمنان ایران بخصوص عثمانی ها نوشته اند که از ایران عقده دارند

  22. مخدی
    ۱۱:۳۱ ب.ظ در تیر ۸م, ۱۳۹۲

    ازمزایای اسلام همینه الان توسوریه ادم میخورن چرا چون مسلمونا کلاعقب موندن

  23. ahmad
    ۱۰:۴۶ ق.ظ در دی ۱۷م, ۱۳۹۲

    سلام

    بنده بعنوان یک کازشناس “تاریخ تمدن ملل اسلامی” گفته های شما رو قبول می کنم مبنی بر”ادم خواری” دوران صفویه.و منابع مذکور هم متاسفانه صحت داره.(شادرن تارونیه.).

    حکومت صفویه در ابتدا با انگیزه بقولی شاید بتوان گفت الهی(مرید مرادی.) از دوران شاه صفی(بهترین منبع در دوره شاه صفی صفوه الصفا ابن بزار.”درویش توکلی).آعاز شد که توسط پسرش صدرالدین و” شیخ حیدر و شیخ جنید که در تاریخ به موسس های واقعی صوفیه شهره هستند جدا از شاه اسماعیل که بینانگذار صفویه نامیده می شود.

    در مورد خوردن گوشت شیبک خان اوزک هم در منابع آورده شده.که از کاسه ی سرش برای خوردن شراب استفاده کردنند.

    در بین شخصیت های شاهان صفوی بنده از شاه عباس اول را بیشتر می پسندم(که بخاطر شخصیت فردیش.که بقول منبع از کسانی بود که به انحطاط صفویه دامن زد با کشتن و کور کردن شاهزاده گان) بل که بخاطر اقداماتی که انجام داد.

  24. هاتف
    ۴:۲۹ ب.ظ در دی ۲۵م, ۱۳۹۲

    از زمانی که بعد انقلاب ایران-دوران صفوی الگوی حکومت قرار گرفت خیلی ها خیلی حرفها در مورد دوران صفوی گفتن…موافقان انقلاب سعی در بی همتا جلوه دادن عهد صفوی کردند و مخالفان انقلاب یا مخالفان حکومت اصطلاحا آخوندی هم انقلاب رو کوبیدن و هم دوران صفوی رو..گروه دوم شامل اون دسته از افراد هم میشدند که سعی داشتند بعد از بر اندازی حکومت شاه حکومت لیبرال اروپایی یا کومونیستی شوروی در ایران حاکم بشه و این دو رو بهترین الگو برای حکومت جدید ایران میدونستن که با محقق نشدن خواسته هاشون و روی کار آمدن الگوی صفوی در ایران..در قالب کتابها یا مقالات بشدت حکومت صفوی رو کوبیدند و حکومت صفوی مورد نفرت این قشر افراد قرار گرفت همانطور که دوران قبل اسلام و هخامنشی زیاد به مزاج روحانیون خوش نمیاد..اما این جناح کشی های سیاسی و روز نباید باعث بشه دوره های مختلف تاریخی رو بیش از حد تمجید یا تخریب کنیم.دوران هخامنشی و صفوی هر دو ایدوولوژی موفق و کاملا متفاوت در مملکت داری بودن…البته هر کدام معایبی هم داشتن اما محسناتشان بیش از معایبشان بوده…بیایید خودمان از پدرانمان بخاطر جهت گیریهای روز سیاسی هیولا نسازیم..چون غرب به اندازه کافی هزینه برای ساخت فیلمهای ضد ایرانی در قالب فیلم ۳۰۰ می کنه که سری دومشم در دست ساخته یا فیلم اسکندر مقدونی.ممنون از همه دوستانم..

  25. بابک
    ۱۱:۰۲ ق.ظ در اسفند ۱۱م, ۱۳۹۲

    با سلام
    لطفا کتاب قزلباشان در ایران نوشته امیر حسین خنجی را مطالعه بفرمایید.
    با تشکر

دیدگاه‌تان را بنویسید:

خوراک RSS برای نظرات این مطلب