سلام

با پیشرفت جوامع در زمینه های مختلف امکان تشکیل نهادهای کوچک و بسیار کوچک اجتماعی بیشتر می شود و این رویداد , انزوای فردی را در پی دارد . به این معنی که افراد امکان انتخاب شرایط محیطی و اشخاص اطرافشان را بیش از پیش پیدا کرده و با استفاده از این امکان هر روز خود را گوشه گیر تر و تنها تر می کند .

در گذشته که خانواده ها پر جمعیت بوده و امکانات اندک و ناچیز بودند , اعضای خانواده به ناچار در یک خانه ی کوچک همگی در کنار هم زندگی می کرده اند و در فضاهای مشترک کار مشترک می کرده اند و با هم غذا می خورده اند و چند نفری در یک اتاق می خوابیده اند . 

شهرها و روستاها کوچک بوده اند و حمل و نقل و سفر به این سادگی امروز وجود نداشته و بیشتر طول زندگی افراد در همان محل تولدشان سپری می شده .

این وضعیت باعث می شده که فرد همیشه گروهی را در نزدیکی خود داشته باشد و کمتر احساس تنهایی کند .

ولی امروز همه چیز دگرگونه است . تمام شرایط امروز وارونه شده و پیشرفت جوامع باعث آزادی های فردی و گسترده شدن گزینه ها شده است .

پس ما تعداد زیادی از مردم را می بینیم که یا تنها زندگی می کنند و یا دست بالا یک شریک زندگی ( همسر یا دوست دختر یا پسر و یا فرزند با پدر یا مادر مجردش ) بیشتر ندارند که در آن صورت هم ممکن است آنقدر فاصله شان از هم زیاد باشد که شرایطشان با تنهایی تفاوتی نداشته باشد .

شاید به همین دلیل است که حس انزوا و به طبع آن افسردگی در دنیای امروز تا این پایه زیاد و فراگیر شده است . نتیجه اش هم این که در دنیای آکنده از امکانات و وسایل و راحتی امروزی , انسان کمتر از قبل احساس رضایت از زندگی اش دارد .

۱۳۹۰/۰۱/۲۳
بدون دیدگاه

بدون دیدگاه »

No comments yet.

Leave a comment

خوراک RSS برای نظرات این مطلب