سلام

امیدوارم مطلب دیروز با عنوان کبوجیه را خوانده باشید . کبوجیه دومین شاه هخامنشی و پسر کورش بزرگ دستور داد پوست قاضی رشوه خوار را بکنند تا عبرت سایر قضات بشود . در  حدود ۴۳ سال بعد بر سردرآرامگاه داریوش بزرگ کتبیه ای نصب کردند با این نیایش : ” یزدان این سرزمین را از دروغ , خشکسالی و دشمن پاس بدارد .”

قصدم این نبود که از این فخر فروشی های چیپ و از مد افتاده و بی اندازه تکراری کرده باشم که : “ببینید تاریخ ایران چه بوده است ! “

منظورم از بیان این دو مورد از تاریخ قدیمی ترین امپراطوری کاملا شناخته شده ی ایران این بود که نشان بدهم دروغ و دروغ گویی با کمال تاسف در سرشت ما ایرانیان نهادینه است و این امر در ما ریشه ی کاملا تاریخی دارد . گمان می کنم در اینکه ما ملتی هستیم کاملا انس گرفته با دروغ , شما هم تردیدی نداشته باشید . دروغ یا همان دوروگ در تمامی لحظات و دقایق زندگی ما جاری است و ابدا هم برایمان زشت نیست . با توجیهات مختلف توجیه می شود و ابدا مایه ی شرمساری نیست و در هر رابطه ای , باید از پیش تمامی احتمالات دروغگویی طرف مقابل بررسی و پیش بینی شود . در ارتباط دولت با مردم همواره مبنا بر دروغگویی مردم استوار است و برای هر کار کوچک دولتی چندین سند و مدرک لازم است تا راستگویی شخص اثبات شود . دروغگویی دولتها به مردم هم که دیگر شهره ی عام و خاص است و توضیح زیادی لازم ندارد .

از طرف دیگر گروهی خوش خیال موارد یاد شده در بالا ( از تاریخ هخامنشی ) را نشانه ی نبود دروغ و زشت و پلید بودن آن تعبیر می کنند . در پلیدی دروغ هیچ تردیدی نیست , اما اینکه در آن زمان قاضی رشوه گیر آن هم در آن سطح وجود داشته و اینکه داریوش شاه نگران گسترش دروغ بوده کاملا بیانگر وجود این پدیده است و نه بیانگر نبود آن .

امروز شما نمی بینید که کسی دعا کند که خدا ما را از شر طاعون در امان بدارد  . چرا ؟ چون طاعون دیگر وجود خارجی ندارد . پس وقتی چیزی وجود ندارد کسی از آن وحشتی هم ندارد و گفت و گویی را هم بوجود نمی آورد , چه رسد به نگرانی .

کسی نمی گوید که خدا کند که مغولها به ما حمله نکنند . چون دیگر مغولها خطری ندارند .

ما ایرانیان از سپیده دم تاریخ دروغ را گرامی داشته و راه پیشرفت شخص خودمان دانسته ایم و به هیچ وجه نگران آثار پلید اجتماعی اش نبوده ایم . همواره به کودکانمان آموزش داده ایم که دروغ نگویی ها . اما با رفتار و گفتارمان لحظه به لحظه دروغ را نقش جان آنها کرده ایم . دروغگوها و نادرست ها را گرامی می داریم و از بزرگ داشت و تحسینشان آنی فروگذار نمی کنیم .

شاید مهمترین دلیل عقب ماندگی امروز ما هم همین باشد که هزاران سال است از جان و دل به دروغ می پردازیم . جامعه را آلوده می کنیم و مسیر هر پیشرفتی را مسدود می کنیم . از طرف دیگر هم باد به غبغب می اندازیم که ما چنین هستیم و چنان بوده ایم .

 

۱۳۸۹/۰۷/۱۹
۵ دیدگاه

۵ Comments »

  1. Reza
    ۱:۰۷ ب.ظ در بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰

    بالاخره یکی‌ پیدا شد و حرف دل‌ ما را زد. کاملا با شما موافقم.

  2. ایران
    ۳:۰۶ ب.ظ در بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰

    دقیقا.متاسفانه در ایران فقط باید دروغ گفت چون دایما دروغ می شنوی و اگر دروغ نگویی می بینی که در سرت کلاه رفته حالا می خواد کار باشه یا دوستی یا حتی رابطه زناشویی.

  3. Mo
    ۶:۴۰ ب.ظ در بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰

    Besiar aali. vali in ro baayad bedoonim ke faghat sheddatesh dar farhang e maa ziaade. Hameye farhanghaaye dige ham daaran.

  4. وحید فلاحی
    ۴:۳۵ ب.ظ در بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۰

    سلام . ببخشید اگر کمی تلخ پاسخ می دهم . اما احساس می کنم این کثیف ترین شکل توجیح باشد که در برابر هر پلیدی بگوییم دیگران هم همین را دارند . ما به بقیه چه کار داریم ؟ هر کسی باید کلاه خودش را بگیرد . فرهنگهای دیگر اگر مانند ما بودند که همه ی دنیا امروز باید حال و روز ما را می داشت .

  5. امير
    ۶:۴۵ ب.ظ در بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۰

    دروغ در این سرزمین را ایین شیعه به اوج رساند وقتی تقیه میشود نه دهم دین !!! دیگر چرا شیعیان انرا انجام ندهند عبادت هم که هست
    در ثانی در طول این چهار صد سال شیعه مرتبا برای محکومیت اهل سنت از دروغهای تاریخی بهره گرفته است
    نمونه واضح این دروغ پردازیها یکی این است که به نام سایتهای اهل سنت سایت میزنند
    مثل اسلام تکس …سنی نیوز که عین همین سایتها را شیعه زده است منتها به نام خود
    در گوگل سرچ کنید پس دروغ عقیده ای ریشه ای در شیعیان است
    وقتی مراجع راست راست دروغ میگویند برای بکرسی نشاندن حرف خود دیگر حساب مردم خود جداست
    مثلا کتاب المراجعات یا روزهای پیشاور را بخوانید یقینا ۸۰ درصد ان با دروغ سر هم شده است
    این امر وقتی روشن میشود که شما کتاب رد المراجعات یا روزهای پیشاور را بخوانید

    بدبختی اینجاست هر سنی که شیعه هم شده اول دروغ گو شده مثل تیجانی

Leave a comment

خوراک RSS برای نظرات این مطلب