سلام

دوستان گرامی

واپسین پست سال ۸۹ را به مبارک باد نوروز می گذرانم که این , یکی از اندک یادگارانی است که از پدرانمان برایمان به جا مانده و شاید تنها چیزی که پس از هجوم ویرانگر اعراب هویت ایرانی را برای مردم کشور بلا زده ی مان پاس داری کرد .

 

آرزومندم سال ۹۰ سالی شاد باشد , پر از تندرستی و خبرهای خوب برای همه مان , جای شادی در زندگی ایرانیان کاملا خالی است . امیدوارم که در سال ۹۰ شادمانی دوباره به خانه های ایرانیان باز گردد و زندگی کمی هم روی خوبش را به ما نشان بدهد .

نوروز را به خوشی بگذرانید , پس از ۱۳ فروردین زمان برای غم و غصه و دغدغه های روزمره و فشارهای روانی زیاد است . این چند روز را به بی خیالی بگذرانید .

پیروز باشید و سرخوش

 

سلام

سرهنگ معمر قـذافی که از حدود ۴۲ سال قبل یک تنه و تنها بر اریکه ی قدرت در لیبی تکیه زده است و خودش را مدعی دمـوکراســـی و اســلام و همه چیز می داند و این روزها با فــتنــه ی مخـالفان در آستانه ی سرنگونی قرار دارد از اصالت خانوادگی زیاد و درخشانی برخوردار است .

ارتش فرانسه در سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۱ ناحیه ای از لیبی را به اشغال درآورده بوده که روستای فزان یعنی زادگاه قذافی هم در آن ناحیه بوده . معمر کوچولو در ۱۹۴۲ به دنیا آمده و تا همین سال گذشته خبر نداشته که پدرش چه کسی می توانسته باشد . اینجا می توانیم نتیجه بگیریم که یا دهان مامان معمر کوچولو آنقدر قرص بوده که برای همه ی سالهایی که با این پرسش معصومانه که : ” بابام کیه ؟ بابام کیه ؟ چرا  همه ی بچه های ده بابا دارن من ندارم ؟ “روبرو می شده, سخت مقاومت می کرده و مهربانانه می گفته : ” به تو چه ؟ دلم خواسته . برو گمشو بازیتو بکن .” یا این که اصولا این مامان مهربان بنا به دلایلی اصلا خبر نداشته که چه کسی می توانسته این دشنام پست آفرینش را در دامانش گذاشته باشد .

حالا دلیل هر چه که بوده پارسال یک خبرنگار و پژوهش گر سمج و بی کار فرانسوی آنقدر سوابق نیروهای مستقر در روستای فزان را بررسی کرد تا فهیمد که احتمالا شیطنت یاد شده بوسیله ی یک خلبان فرانسوی به نام البار بریزوسی انجام شده که دست بر قضا شباهت شگفت آوری به معمر کوچولو هم دارد .

معمر کوچولو و تصویر بابای مرحومش

معمر کوچولو و تصویر بابای مرحومش

البار شجاع در جنگ رشادتها نشان داد و نهایتا هم کشته شد و راز سر به مهر پدر رهــبــر لیبی را رقم زد . امروز پسر البار در تلاش است که با گردآوری دختران و زنان جوان در اطراف خودش غم دوری از پدر را فراموش کرده و با بمباران هموطنانش خود را در راس هرم قدرت نگه دارد و  فرزندانش هم بیهوده تلاش می کنند که پدر با اصالتشان را یاری کنند . اما تجربه ی تاریخ چیز دیگری می گوید .

گویا معمر کوچولو باید برود لای دست پدرش .

معمر کوچولو در روزگار فعلی

معمر کوچولو در روزگار فعلی

آبشخور این مطلب :

وبلاگ بدلکار

 

    یه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه.

    پیرزن نوه شو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره.

    مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به ۴ سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه.

    پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم.

    مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه.

 

    اولین سوال شما اینه که :

   ۱) پایتخت آمریکا کجاست؟

    نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟

    پیرزن میگه : ” واشنگتن “

 

    درست بود حالا سوال دوم :

    ۲ ) روز استقلال آمریکا کی است؟

    نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟

    مادربزرگش میگه : “۴ جولای “

 

    درسته ، حالا سوال سوم:

    ۳ ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟

    نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟

    پیرزن میگه : ” توگور “

 

    واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر:

    ۴ ) در حال حاضر چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟

    نوش این جور ترجمه میکنه : از چیه جورابای پدربزگ بدت میاد؟

    مادربزگش میگه : ” بوش “

 

    اکنون پیرزن یک شهروند آمریکایی شده!!!

سلام

دوستان گرامی , سال گذشته در همین روزها مطلبی را از راه ایمیل برایتان ارسال کردم که در آن خواهش کرده بودم از خرید ماهی قرمز برای سفره ی هفت سید خودداری کنید . چون نوروز و هفت سین و چهارشنبه سوری سنت های پاک و خالص ایرانی هستند و شاید بتوان به جرات گفت تنها ابزارهای زنده نگهداشتن هویت ایرانی مان هستند باید به هوش باشیم که از ناخالصی و نفوذ فرهنگهای بیگانه در آنها جلوگیری کنیم .

mahi qermez 

همانطور که پارسال هم جریان اطلاع رسانی وبلاگهای ایرانی همگی یادآوری کردند این سنت چینی است و ربطی به ما ندارد . در هفت سین سنتی ما تنها مورد غیر سین آینه است و بس . ماهی هیچ ارتباطی با این سفره ندارد .

از سوی دیگر تمامی هفت قلمی که ما در سفره مان می چینیم نشانه های زایش و زندگی و برکت و فراوانی هستند . پس حیف نیست که با گذاشتن ماهیی که حتما کشته خواهد شد , مرگ را به این مجموعه ی زندگی بیاوریم ؟

پس خواهش می کنم که به جای ماهی یک سیب سرخ را در کاسه ای پر از آب بیاندازید .

بیایید به یاری هم فرهنگمان را پالایش کنیم