سلام

نام فلش موب به گوشتان خورده ؟ برای آنهایی که نشنیده اند عرض می کنم که از 2003 به این سو این ابتکار جالب مورد توجه قرار گرفته و محصولات جالبی هم داشته است .

گروهی که اعضای یک شبکه ی اجتماعی هستند بدون آنکه با هم آشنایی یا ارتباط خاصی داشته باشند با مناسبت یا بدون مناسبت با هم قرار می گذارند که در یک زمان مشخص , در جای مشخص کار مشخصی را انجام دهند . مثلا صبح در ایستگاه مترو منتظر هستید که به ناگاه می بینید  نیمی از افرادی که اطرافتان مشغول قدم زدن هستند به صورت هماهنگ شروع به رقصیدن می کنند . 2 یا 3 دقیقه رقص به درازا می انجامد و پس از پایان آن افراد بدون هیچ گفت و گویی پراکنده می شوند . یا از میدان شلوغی گذر می کنید . ناگهان می بینید که بیشتر افرادی که مانند شما در حال گذر بودند در یک لحظه در همان حالتی که بوده اند خشکشان می زند . یک دقیقه به همین حال می مانند و شما گروهی پیکره ی ( مجسمه ی ) زنده می بینید و پس یک دقیقه هر کسی به راه خودش می رود و انگار نه انگار .

جست و جوی کوتاهی در یوتیوب شما را با این ابتکار خلاقانه آشنا می کند .

یک فلش موب بسیار جالب و دور از انتظار را می توانید از اینجا بگیرید .

جریان خواستگاری یک آقا از دوست دخترش به صورت یک فلش موب طراحی شده و روند بسیار جالب و تاثیرگذاری دارد . خواستگاری و مراسم عروسی همه در عرض چند دقیقه انجام می شوند و یک مراسم با شکوه با مهمانان زیاد رقم می خورد .

اگر امکان دانلود دارید فیلم را بگیرید ببینید .

در این فیلم می توانید چهره ای تقریبا کامل از دنیای امروز را ببینید . مردمی که فاصله هایشان بیش از حد تصور کم شده , با هم دوست و همراه هستند , مرزهای میان قومیت و نژاد و نام و ظاهر را درنوردیده اند و به سادگی , شادمانی و دوستی را به جای جنگ و کینه و برتری جویی های قومی و اعتقادی برگزیده اند .

مردمی که به معنی واقعی کلمه پیشرفته هستند . بدون اجر و مزد و توقع , زمان و نیرو می گذارند , تنها برای شاد کردن دل دو نفر که شاید حتی نشناسندشان .

ناخودآگاه به مهمانی بزرگی دعوت می شوند که در آن فقط خوشی و شادمانی موج می زند و نه رقابت خواهر شوهر با عروس و مادر شوهر با مادر زن . دمی آسایش خیال و رقص و پایکوبی همه را بهره مند می سازد و کسی به میزان هزینه ی خانواده ی داماد و شکل و فرم حلقه ی نامزدی و قیمت خیارهای روی میز کاری ندارد .

بله , مردم دنیا به چنان جایگاهی رسیده اند و ما هنوز در تعصـبات دوره ی جاهـلـی دست و پا می زنیم و بسیار هم سرافرازیم از حفظ سنتها و باورهای اجتماعی و اعـتقـادی مان .

این رویه ی زوجهاست پس از ازدواج , نکته ی مهم این این است که همانطور که در عکس می بینید همه خوشحال و راضی هستند .

سلام

همانطور که می دانید در کشورهای اسلامی قانون چند همسری برپایه ی دستورات اسلام وجود دارد . اما تا آنجایی که من می دانم سایر کشورهای دنیا چنین قوانینی ندارند و هر مرد و هر زن فقط در یک زمان یک همسر می تواند داشته باشد . در این میان تبت کشور متفاوتی است .

در تبت این زنان هستند که می توانند چند همسر داشته باشند . البته این از قدرت و تسلط اجتماعی آنها بر مردان نیست . متاسفانه این قاعده هم دنباله ی ستم کشی های مرسوم زنان است .

قضیه از این قرار است که تبت کشوری است با محدودیت های زیاد . نخست آنکه محصور بین بلند ترین کوههای دنیاست  , نه به دریایی راه دارد و نه به رودخانه ای , نه جاده ای دارد و نه امکان ارتباط با دنیای بیرون . از طرف دیگر چون سرزمینی است بنا شده بر صخره ها , خاک چندانی هم برای کشاورزی ندارد و همان هم که هست غیر حاصلخیز و ضعیف است . به حکم دورافتاده بودن و عدم ارتباط با دنیای بیرون دین و مذهبشان هم خرافی تر از همسایگانشان است و روزهای بسیاری در سال صرف برگزاری مراسم و آیینهای مذهبی می شود . به دیگر سخن تعطیلات رسمی شان زیاد است .

همه ی این عوامل دست به دست هم  داده اند تا به طور ژنتیکی جامعه ی تبت اقتصاد بی نهایت ضعیفی داشته باشد .

در چنین اقتصاد ضعیفی امکان ازدواج همه ی مردان و بچه دار شدن همه ی آنها وجود ندارد . چون دهان باز نان می خواهد و اشتغال و تحصیل و چه و چه . بر همین اساس پدری که چند پسر دارد برای همه ی آنها یک زن می گیرد . زن بخت برگشته هر روز به یکی از برادران ( به ترتیب سن ) تعلق دارد , در عین اینکه همه را همزمان باید زفت و رفت کند . اگر فرزندی به دنیا آمد برادر بزرگتر پدر او خواهد بود و کودک بعدی هم می شود فرزند برادر دوم و به همین ترتیب تا آخر .

عروس تبتی

به این ترتیب سیاست اقتصاد انقباضی به خوبی رعایت می شود و حداکثر صرفه جویی در هزینه ها و مخارج اجرا می شود  و از طرف دیگر هم برادران به مناسبت زندگی در یک خانه و با یک همسر از هم دور نمی شوند و اساس خانواده محکم می ماند !!!!

برادران امیدوار که در دهه ی 30 خورشیدی در سفرشان به دور دنیا مدتی هم در تبت گذرانده بودند , شگفت زده ,  شرحی از این سنت اجتماعی را در سفرنامه شان آورده اند .