سلام

دقیقا 15 سال قبل بود که با خواندن کتاب  ” زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه ی روایات ایرانی “ از دکتر فریدون جنیدی علاقه ی زیاد به تاریخ ایران را در خودم کشف کردم . یکی از نکات دوست داشتنی این کتاب ارزشمند آگاهی و شناخت مناسبی است که نسبت به شاهنامه ی فردوسی در خلاصه ترین گفتار ممکن به دست می دهد .

یکی از بخشهایی که بسیار مورد توجه من قرار گرفت ” گفتار اندر باب آفرینش” بود که توضیح دقیق و باورنکردنی مراحل آفرینش جهان است .

صرفا با تکیه بر حافظه تلاش می کنم تا آنجایی که به خاطر دارم مفهوم ابیات این بخش شاهنامه را برایتان بنویسم . خوشحال می شوم اگر خوانندگان محترم پرثوه اطلاعات خود در این زمینه را در بخش دیدگاهها با دیگران قسمت کنند و ایرادهای کار من را هم گوشزد کنند .

به نام یزدان پاک

گفتار اندر باب آفرینش جهان

از آغاز باید که دانی درست          سر مایه ی گوهران از نخست

برای شناخت بهتر آفرینش باید که نخستین آفریده های آفریدگار یکتا را بشناسی .

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید          بدان تا توانایی آمد پدید    

همچون بسیاری از دانشمندان , ایرانیان باستان بر آن بوده اند که نخستین آفریده ی دادار یکتا انرژی بوده است .

سر مایه ی گوهران این چهار          برآورده بی رنج و بی روزگار

این گفتار , بیان همان باور باستانی ایرانیان است که جهان از چهار عنصر اصلی یعنی آب و باد و خاک و آتش شکل گرفته است که یزدان بدون رنج و دشواری و بدون نیاز به صرف زمان آنها را آفریده است ( خلق الساعه به قول مسلمانان ) .

یکی آتشی بر شده تابناک          میان آب و باد از بر تیره خاک

معرفی چهار عنصر اصلی

نخستین که آتش به جنبش دمید         زگرمیش پس خشکی آمد پدید

همه می دانیم که بر اساس یافته های علمی در ابتدای گرم شدن پوسته ی زمین ( پس از یخبندانهای فراگیر) تمام سطح زمین از آب پوشیده شده بوده و اندک اندک در اثر چین و شکن لایه های پوسته ی زمین , ناهمواریها و عوارض زمین بوجود می آیند و خشکی ها سر از میان آب دریاها بر می آورند . گویا ایرانیان باستان پیدایش خشکی ها را به سبب گرمای خورشید می پنداشته اند .

وز آن پس ز آرام سردی فزود          ز سردی باز تری فزود

معرفی عصر یخبندان که تقریبا دورانی طولانی بوده و در حدود 11 هزار سال قبل به پایان رسیده و در نتیجه ی پایانش باز دریاهای یخ زده ذوب شده اند و به قول فردوسی : ” باز تری فزود ” .

چو این چار گوهر به جای آمدند         ز بهر سپنجی سرای آمدند

اشاره به ترکیب عناصر چهارگانه برای ساخته شدند جهان , سپنجی سرای لقبی است که فردوسی برای جهان هستی به کار برده و خانه ی مقدس معنی می دهد .

گهرها یک اندر دگر ساخته         زهر گونه گردن بر افراخته

ترکیب عناصر چهار گانه و پیدایش پدیده های گوناگون از این ترکیب .

پدید آمد این گنبد تیزرو         شگفتی نماینده ی نو به نو

پیدایش دنیایی که به راستی شگفت آور و شگرف است .

ابر ده و دو هفت شد کدخدای        گرفتند هر یک سزاوار جای

( دور از جانتان معنی اش را نمی دانم )

در بخشش و دادن آمد پدید         ببخشید دانا چنان چون سزید

اشاره به بوجود آمدن شرایط مناسب پیدایش زندگی بر روی زمین که بی شک از لطف و مهربانی یزدان پاک سرچشمه گرفته است .

فلکها یک اندر دگر بسته شد          بجنبید چون کار پیوسته شد

اشاره به پیدایش آسمانها ( ایرانیان باستان هم مانند مسلمانان به وجود 7 اشکوب آسمان باور داشته اند )

چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ          زمین شد به کردار روشن چراغ

باز هم اشاره به آماده شدن شرایط زندگی بر روی زمین , با توجه به ایجاد تنوع در خشکی های کره ی زمین .

ببالید کوه آبها بر دمید          سر رستنی سوی بالا کشید

اشاره به پیدایش کوهها و جاری شدن آب شیرین از آنها , پیدایش این شرایط مناسب باعث پیدایش زندگی شد . آن هم به شکل گیاهی , این را هم علم ثابت کرده که حیات گیاهی قبل از حیات جانوری آفریده شده .

( باز هم یادآوری می کنم که با تکیه بر حافظه این مطلب نگاشته شد و با توجه به این که دکتر جنیدی فقط به برخی ابیات این بخش شاهنامه اشاره کرده بود بقیه را با ادراک خودم شرح دادم , اگر ایراد و اشتباهی دیدید دریغ نکنید از آگاه کردن نگارنده و دیگران )