سلام

۱۲ اردیبهشت , روز آموزگار گرامی باد .

khanali

درباره ی ریشه ی نامگذاری این روز سال گذشته ( در اینجا )نوشته ای داشتیم و توضیح دادیم که اعتراضات گسترده ی آموزگاران در سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ نسبت به دستمزدهای پایین و حقوق نابرابر با دیگران کارکنان دولت و بی اعتنایی دولت وقت , به درگیری خیابانی و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستانهای تهران انجامید . دولت برکنار و دولت جدیدی روی کار آمد و دولت تازه در کنار پوزش خواهی از آموزگاران دستمزدهای آنان را افزایش داده و وزیر آموزش و پرورش را هم برکنار و گزینه ی مورد نظر آموزگاران را جانشین وی کرد .

جریان رویدادهای آن دوره را می توانید از نوشته ی سال گذشته بخوانید .

آن چیزی که بسیار جلب توجه می کند تفاوتهای ایران امروز با ایران آن روزگار است . در آن روزگار میزان تحمل و انتقاد پذیری نظام سیاسی کشور آن قدر بالا بوده که آموزگاران ماهها به گونه های مختلف نسبت به دستمزدهایشان اعتراض می کرده اند . انجمن صنفی و باشگاه داشته اند , گردهم آیی و راهپیمایی می کرده اند و مقاله منتشر می کرده اند . حال آنکه امروز هر کدام از این فعالیتها از سوی نظام سیاسی کشور تلاش برای براندازی , جاسوسی و دشمنی تلقی شده و با شدید ترین برخوردها مجازات می شود .

روزنامه ی کیهان به سادگی و روشنی همه ی اعتراضات آموزگاران را با تحلیل و بررسی دقیقی منتشر می کند و کسی هم این روزنامه را به تشویش اذهان عمومی و معانده با نظام متهم و به تعطیلی موقت همیشگی ! محکوم نمی کند . حال آنکه روزنامه ی کیهان امروز تنها وظیفه اش ستایش از نظام و کوبیدن همه جانبه ی مخالفان است .

در پی ادامه ی اختلاف نظر میان آموزگاران و دولت و به تشنج کشیده شدن راهپیمایی اعتراضی آموزگاران و شهادت دکتر خانعلی , نخست وزیر شریف امامی از کار برکنار و علی امینی جایگزینش می شود . نخست وزیر تازه پس از پوزش خواهی و بازافزایی دستمزدهای آموزگاران وزیر فرهنگ را هم جایگزین می کند . حال آنکه اگر چنین روی دادی امروز رخ بدهد , نه تنها دستمزدی افزایش نمی یابد , بلکه مسوولان مربوطه در نخستین فرصت به عنوان مدیر نمونه ی دولتی گزینش و نشان لیاقت و شهامت و افتخار و همه چیز می گیرند .

از سوی دیگر خود دولت وقت در آن زمان روز شهادت دکتر خانعلی را به نام روز آموزگار نام گذاری می کند , در حالی که اگر امروز بود , رابطه ی دکتر خانعلی با سرویسهای اطلاعاتی چند کشور بیگانه بر ملا می شد .

سرانجام تفاوت گسترده ی میان آموزگاران آن روزگار و آموزگاران امروز است که نیازی به یادآوری ندارد .

 

روز آموزگار شادباد

سلام

۱۲ اردیبهشت روز آموزگار است و تقریبا همه اینگونه می دانیم که به دلیل سالروز ترور آیت الله مطهری این روز , به این عنوان نامگذاری شده . در حالی که این تصور نادرست است و روز آموزگار پیشینه اش ۱۹ سال دیرین تر از ترور یاد شده است . ( آیت اله مطهری در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ ترور شده بود و نه دوازدهم )

قضیه از این قرار است که در دی ماه سال ۱۳۳۹ انجمن صنفی آموزگاران کشور با صدور بیانیه ای , به میزان حقوق معلمان اعتراض کرد .

اعتراض آموزگاران در اسفند سال ۱۳۳۹ در روزنامه ی کیهان به این شکل منتشر می شود :

معلمین می گویند حقوق یک دبیر سابقه دار لیسانسه کم تر  از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کم تر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کم تر از یک راننده تاکسی است . ”

” … یک لیسانسه در وزارت فرهنگ ماهی ۴۰۰ تومان می گیرد ، ولی لیسانسه دیگر با همان تحصیلات و پایه معلومات در یک سازمان دولتی دیگر ۲۵۰۰ تومان در یافت می کند . ..” هستند کسانی که ” … بعد از ۸ سال خدمت ۲۷۳ تومان حقوق می گیرند …”

در حالی که در همین زمان پرتقال دانه ای سه و نیم تا ۱۲ ریال ، موز دانه ای ۴ تا هفت و نیم ریال ، گندم کیلویی ۲۰۵ تا ۲۲۰ ریال ، شکر روسی هر کیلو ۲۰ ریال ، قند کله ورامین ۲۱ ریال ، … ( قیمتها دیدنی هستند , نه ؟ )

در همان اسفندماه هییت دولت افزایش حقوق را تا پایه ی ۶۰۰ تومان به تصویب می رساند . محل تامین بودجه ی این افزایش هم برقراری شهریه برای مدارس بوده . شهریه ای برابر با ۱۰ تا ۴۰ تومان ( یعنی یک دهم حقوق ۴۰۰ تومانی آموزگاران . پس اگر به طور متوسط حقوق آموزگار امروز را ۴۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم دانش آموزان باید مبلغی در حدود ۴۰ هزار تومان شهریه ی سالانه پرداخت کنند !!!! )

خلاصه این افزایش حقوق ابدا آموزگاران را راضی نکرد و موج اعتراضات ایشان کشور را در بر گرفت . گردآوری امضا و تهیه ی طومار تا اردیبهشت سال ۱۳۴۰ ادامه یافت .

در روز ۱۲ اردیبهشت که مجلس درگیر بررسی لایحه ی چهارچوب حقوقی آموزگاران بود , آموزگاران با تعطیل کردن کلاسهای درس به میدان بهارستان رفته و در برابر مجلس تحصن کرده و روی زمین نشستند .

نیروهای شهربانی پس از هشدارهای رایج شروع به پاشیدن آب بر روی آموزگاران کردند تا شاید بتوان متفرقشان کرد .

اما این اقدام موثر نیافتاد و آموزگاران همچنان نشسته بودند و شعار می دادند .

آموزگاران می خواستند که چند نماینده به درون مجلس بفرستند تا با نمایندگان مجلس گفت و گو کنند . اما خشونت ماموران شهربانی و زدن معترضان با باتوم باعث بروز آشوب شد .

گروهی از آموزگاران تلاش کردند که بالای خودروی آب پاش رفته تا لوله را به سوی دیگر برگردانند . اما ماموران شهربانی که از این حرکت ترسیده بودند شروع به شلیک هوایی می کنند و جو متشنج می شود .

کمی که هیاهو فرو می نشیند آموزگاران با پیکر خون آلود ۳ نفر مواجه می شوند . ۲ نفر با ضربات چاقو زخمی شده بودند و یک نفر که دکتر ابوالحسن خانعلی بوده از ناحیه ی سر مورد شلیک گلوله قرار گرفته بوده . گویا سرگرد شهرستانی که فرمانده ی نیروهای حاضر در میدان بوده به سوی او شلیک کرده بوده .

ابوالحسن خانعلی که دارای مدرک لیسانس فلسفه و دانشجوی همان رشته در مقطع دکترا بوده از سال ۱۳۳۵ به استخدام وزارت فرهنگ در آمده بوده . او در ۲۹ سالگی در پی همان حادثه ی یاد شده در گذشت و به نماد اعتراضات آموزگاران بدل شد .

در زمان شلیک گلوله ها یکی از نمایندگان مجلس از جا بر می خیزد و رو به رییس مجلس فریاد می زند : ” بیرون معلمان را می کشند و ما اینجا نشسته ایم و لایحه ی حقوقشان را بررسی می کنیم ؟ ” با این فریاد جلسه ی مجلس هم به آشوب کشیده می شود .

پیکر دکتر خانعلی بر روی دست همقطارانش با شعار : ” کشتند یک معلم را ” به بیمارستان منتقل شد که البته بی ثمر بود و او درگذشت .

اعتراض و انزجار بی همانندی کشور را فرا گرفته و همه ی مدارس کشور تعطیل می شوند . گویا تشییع جنازه ی دکتر خانعلی پس از کودتای ۲۸ مرداد بزرگترین گردهمایی مردم در خیابانهای تهران بوده است . پیکر این آموزگار شهید را در ابن بابویه دفن می کنند و پس از آن انجمن صنفی آموزگاران و همه ی احزاب سیاسی و گروهها اجتماعی فعال برکنار شریف امامی , نخست وزیر و مجازات سرگرد شهرستانی , قاتل او را می خواهند  .

۱۵ اردیبهشت , فقط سه روز پس از رویداد تلخ یاد شده , شریف امامی از پست خود استعفا کرد و شاه , علی امینی را به جای او منصوب کرد . در ۱۹ اردیبهشت امینی در باشگاه مهرگان , یعنی همان انجمن صنفی آموزگاران حاضر شد و رسما از همه ی فرهنگیان ایران خواهش کرد که به کلاسهای درس بازگردند و اعتصابشان را تمام کنند . سخنان امینی به این شکل در کیهان منتشر شد :

” وضعیت کشور اسفناک است . اگر همه چیز را بگویم تولید وحشت و اضطراب می کند . قول شرف می دهم که برای ترمیم حقوق معلمین اقدام کنم  ولی به من مهلت و فرصت  دهید . با افزایش حقوق مخالف نیستم ولی اگر بدون مطالعه اقدام شود دور تسلسل به جایی می رسد که سقوط حتمی است ….”

ولی آموزگاران نپذیرفتند و پذیرش طرح افزایش حقوق پیشنهای خود و برکناری وزیر فرهنگ و انتصاب علی درخشش ( رییس انجمن صنفی ) به جای او را تنها راه کنار آمدن با دولت دانستند . هزاران آموزگار گرد آمده در محل آنقدر پافشاری کردند تا امینی شرایطشان را پذیرفت .

خون دکتر خانعلی به ثمر نشسته بود .

پس از آن بود که سالگرد شهادت دکتر خانعلی به نام روز آموزگار نام گذاری و این روز سمبل اعتراضات فرهنگیان شد .

آگاهی های بیشتر :

تاریخ , معلم خوب من

سایت آفتاب