سلام

فیلم سلطان جنگlord of war ) نیکلاس کیج را می دیدیم که بر اساس شخصیت و داستان واقعی یک دلال بزرگ اسلحه ساخته شده است . با دیدن تلاش خستگی ناپذیر یوری اورلوف برای افروختن آتش جنگ در سرزمینهای مختلف ( به منظور پیدا کردن بازارهای جدید فروش اسلحه ) و تلاش متقابل پلیسی که می خواست با دستگیری اورلوف , جان بیگناهان زیادی در دنیا را از مرگ نجات دهد ناخوداگاه به یاد اولاف پالمه نخست وزیر مرحوم سوئد افتادم که خودش را وقف برقراری صلح در دنیا ( بویژه پایان جنگ ایران و عراق ) کرده بود .

اولاف پالمه نخست وزیر سوئد و رهبر حزب کارگری سوسیال دموکرات این کشور بود که بیش از هر چیزی جنبه ی انسانی شخصیت او در دنیا شناخته شده است .

به واسطه ی همین شخصیت برتر , سوئد در دوران او به چنان اعتبار و محبوبیت جهانی دست یافت که پیش و پس از آن هرگز تجربه اش نکرد .

تلاش گسترده ی اولاف پالمه برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق , سفرهای متعدد او به هر دو کشور و گفت و گو با مقامات آنها و گرفتن دیدگاهها و خواسته هایشان و انتقال این دیدگاهها به شورای امنیت سازمان ملل در آن دورانی که بیشتر کشورهای دنیا با محاصره ی اقتصادی و تسلیحاتی و تحریم ایران و حمایتهای گسترده از عراق بر طبل جنگ می کوبیدند تنها نقطه ی روشن برای مردم رنج کشیده ی دو کشور بود .

لطفا به ادامه ی مطلب بروید .

سلام

آمار خبرهای نگران کننده هر روز بالا و بالاتر می رود .

تجاوزهای گروهی در بخشهای گوناگون کشور , نابینا شدن امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران در درگیری با ۲ نفر اراذل مزاحم نوامیس مردم , قتل دختری بر روی پل عابر پیاده در تهران , قتل روح الله داداشی در درگیری با اوباش دعوا گر , مجروح شدن یک طلبه که تلاش کرده بود از ایجاد مزاحمت برای دختر جوانی جلوگیری کند و . . .   .

به نظر می رسد تلاش گسترده ی نــاجــــــــا برای گرداوری جریمه های نقدی بد حجابها و بانوان سیگار به دست و کسانی که سگهای تزیینی دارند باعث شده است تا اراذل و اوباش احساس آسودگی خاطر کنند .

خب , عزیزان اوباش که نه بد حجاب هستند و نه بانوی سیگاری , معمولا روحشان هم آنقدرها لطیف نیست که بتوانند سگ نگه دارند . دیش ماهواره هم نیستند که نــاجـا ترتیب گردآوریشان را بدهد . پس به پیش می تازند و هر هنری دارند به رخ جامعه می کشند .

کاش مفهوم امنیت اجتماعی یکبار بازخوانی می شد . وقتی قوی ترین مرد ایران در امان نباشد وای به ما ضعیف ترین مردمان ایران . وقتی یک روحانی و امام جماعت تا این حد در خیابانهای پایتخت ایران در معرض خطر باشد و پاسخ مسوولان در برابر همه ی اینها جملاتی گلایه آمیز باشد که : چرا موضوع رسانه ای شد ؟ تجاوز گروهی امر معمولی است و در همه ی شهرها روی می دهد !!! قتل داداشی اتفاقی بوده است !!! تکلیف شهروندان چه می شود ؟

در کنار پیاده شدن دستورات اسـلـام زنده ماندن شهروندان هم به خودی خود امر مهمی است . نیست ؟

 

سلام

فیلم بازها و سینما دوستها حتما با نام ” ۱۲مرد خشمگین “ آشنا هستند . فیلمی سیاه و سفید ساخته ی سیدنی لومت ( که کمتر از یک ماه پیش در گذشت ) با بازی هنری فوندا و گروهی بازیگر شناخته شده ی آن روزگار هالیوود , ساخته شده به سال ۱۹۵۷ .

کارگردان با ساختن این فیلم قدرت نمایی کرده است . تقریبا همه ی جریان فیلم در یک اتاق می گذرد که ۱۲ عضو هیئت منصفه ی یک دادگاه در آن بر سر نتیجه ی یک  پرونده بحث می کنند .

پسر نوجوانی محکوم است به قتل پدرش با ضربه ی یک چاقوی ضامن دار .

۱۲ مرد عمدتا میانسال بدون حضور حتی یک زن و بدون هیچ جلوه ی بصری و یا چشم انداز و منظره و حتی درگیری خاصی . از آغاز تا پایان فیلم این ۱۲ مرد در این اتاق در بسته درباره ی یک پرونده ی خسته کننده ی قتل با هم بحث می کنند و بیننده حتی برای لحظه ای دلزده و بی حوصله نمی شود . تا پایان فیلم , بیننده مسحور جریان بسیار قدرتمند گفت و گوها می ماند .

در جریان داستان بیننده به روشنی می بیند , لمس و درک می کند که هر کسی که در جایگاه داوری قرار بگیرد بر اساس پیش زمینه ی ذهنی , شخصیت , گذشته و احساسات خود قضاوت خواهد کرد و کاملا هم از درستی داوری اش اطمینان خواهد داشت . گرچه که فیلم اندکی شعاری با موضوع برخورد می کند اما پرداخت کارگردان چنان قدرتمند است که هر بار که یکی از استدلال های گوناگون اعضای هیئت منصفه  ( مبنی بر گناهکار بودن متهم ) در برابر پافشاری یک فرد مخالف بی اعتبار می شود بیننده هم اندکی احساس شرمساری می کند بابت زود قضاوت کردن و فریب خوردن .

بیان روشن نظام طبقاتی آنروز جامعه ی آمریکا و پیش داوری هایی که در مورد هر کدام از طبقه ها نقش جان و اندیشه ی افراد شده و حتی در داوری های قضایی هم تاثیر گذار هستند یکی دیگر از نکات دلنشین فیلم است .

در مجموع ” ۱۲ مرد خشمگین ” فیلمی است که ارزش چند بار دیدن را دارد .

در رسانه ها آمده بود که یک شاهزاده خانم سعودی به نگهبانش تـــجاوز کرده است . این نگهبان انگلیسی اعلام کرده بود که این شاهزاده خانم همواره در حال نوشیدن الکل و استفاده از مواد مخدر بوده و رفتارهای جنــسی ناشایستی هم داشته . جزییات این رویداد از خبرهای منتشر شده در ایران پیدا نبود . پس جست و جو کردم , در این مورد چیزی دستگیرم نشد , اما آن چیزی که هم آبشخورهای ( منابع ) فارسی و هم انگلیسی به فراوانی نشان می دهند خبرهایی از این دست است .

شاهزاده ی هم جنس باز سعودی عبدالعزیز بن ناصر خدمتکارش را کشت . فلان شاهزاده به بهمان کس تجاوز کرد . رفتارهای هیستریک جنسی و آزار خدمتکاران باعث تحت تعقیب قرار گرفتن فلان شاهزاده شد .

حتی برخی از اسناد ویکی لیکس بیانگر زندگی زیر زمینی بسیاری از اشراف زادگان جوان سعودی هستند که پارتی های شبانه ی برهنه و آزاد را به فراوانی برگزار می کنند , اما با تدابیر شدید امنیتی و پنهان کاری های زیاد , برای در امان ماندن از پلیس مذهبی !!!!

این که کیفیت تجاوز آن شاهزاده خانم به خدمتکارش چه بوده و این که شراب می خورده و مواد مصرف می کرده به خودی خود اهمیتی ندارد . به هر حال او هم انسان است و غریزه دارد و نیازهای روانی و بدنی .

برگزاری پارتی های برهنه و با لباس شنا و همانند اینها هم امری است که به همان نیازها بر می گردد و خودشان می دانند صلاحشان چیست . آن چیزی که مهم است این است که انسان , انسان است , غریزه دارد , جان دارد , نیاز و روح و روان دارد و می خواهد زندگی کند .

لطفا به ادامه ی مطلب بروید