سلام

واپسین نگاشته ی پرثوه توهمات شاه اسماعیل بود , پیش از آن هم در آدم خواری در دوران صفویه به او اشاره کرده بودم . با خودم گفتم حالا که شاه اسماعیل را دراز کرده ایم و به کارنامه ی سیاهش رسیدگی می کنیم ننگین ترین برگ آن را از قلم نیاندازیم و به شکنجه هایی که برای ترساندن مردم و برخورد با مخالفانش ابداع و اجرا می کرده هم بپردازیم .

شکنجه ها و اذیت و آزاری که به دستور شاه اسماعیل صفوی به مردم و مخالفان داده می شد هم جگر سوز و دلخراش هستند , هم باورنکردنی . اگر احساس می کنید که دانستنش آزارتان خواهد داد نوشته را نخوانید . به هر حال در گذشته هم گفته ام , لطفا به من خشم نگیرید , که تاریخ را با خون نوشته اند .

شاه اسماعیل که در سنین نوجوانی شاه شده بود و بر اساس آنچه که پیش از این به آن پرداختیم بسیار هم توهم زده و متکبر بود احساس کرده بود که رسالت گسترش مذهب به شانه ی او گذاشته شده و وظیفه دارد که جایگزین ائمه و پیامبر باشد .

پس تمام نیرویش را برای گسترش اعتقادش گذاشت و البته از هیچ خشونت و توحشی هم در این راه کوتاهی نکرد . به هر حال خودش را برگزیده و مورد توجه خدا و ائمه می دانست و احساس می کرد آزاد است هرکار دلش می خواهد بکند .

لطفا به ادامه ی مطلب بروید .

سلام

نام چنگیز خان مغول برای ما ایرانی ها همراه است با مفهوم خونریزی و آدم کشی و جنایات گسترده و تجاوز و چپاول و نیستی و نابودی . بیراه هم نیست , اما باید توجه داشت که چنگیز پس از دو بار کشته شدن فرستادگانش به دست خوارزمی ها ( که ترکهایی بودند از نسل خود چنگیز خان ) به مرزهای خوارزمشاهیان حمله کرد که البته تقریبا نیمی از خاک ایران امروز می شد . بیشتر قتل عامها و خونریزی های مغولان در شهرهای خوارزمی نشین بود که باشنده هایش ( اهالی , ساکنان ) همگی ترک بودند و نه ایرانی .  بعد از آن هم که دیگر کسی جلودار سپاه گرسنه و آزمند مغولها نبود . تمام ایران را گرفتند و حکومت محلی مشتی مغول تاتو سوار به امپراطوری بزرگی بدل شد که نیمی از دنیا را گرفته بود .

نگاره ای چینی از چنگیز خان

نگاره ای چینی از چنگیز خان

همین رویداد سبب شد که چنگیز برای مغولان یک خدایگان ( الاهه ) شود و پس از مرگ هم خدا انگاشته شود . پیکره های او در همه ی قبیله ها ساخته و پرستش می شد . اما آنچه که در این باره جالب تر است به خاک سپاری چنگیز است .

 

دختران قربانی

 

سلام

عکس بالا در ۱۹۱۵ بوسیله ی عکاس موسسه ی نشنال جئوگرافیک گرفته شده و نشان دهنده ی مومیایی و اسکلت قربانی هایی است که حدود ۶۰۰ سال قبل در امپراطوری اینکا تقدیم به خدایان شده اند .

امپراطوری اینکا از ۱۲۰۰ تا ۱۵۳۳ میلادی در اکوادور و بولیوی و پروی امروزی گسترده شده بود .

اینکاها هم مانند سایر اقوام و تمدنهای آمریکای جنوبی خدایان گوناگونی داشته اند و گویا بزرگترین این خداها , خدای خورشید بوده .

وجه مشترک اغلب مذاهب آمریکای جنوبی نیاز آنها به قربانی کردن انسانها بوده است . بسته به شرایط محیطی , برخی کودکان و حتی نوزادان را قربانی می کرده اند  (عکس های شماره ی ۱ تا ۴) ,  برخی زنان جوان و برخی هم دشمنان , اسیران و برده ها را .

( دنباله ی نوشتار )