سلام

برای ورود به دنیای مجازی نخست کامپیوتر و مودم را روشن کرده و پس از بالا آمدن سیستم عامل و اتصال مودم به آی اس پی , کانکشن وی پــــی ان را فعال می کنیم . در قدم بعدی آدرس می دهیم :   www.facebook.com

از الان به مدت ۸ ساعت مداوم روی عکسهای لوس و خنک دیگران کامنتهای لوس تر می گذاریم , پوک می کنیم , رد کسانی را که برای بی اف یا جی اف مربوطه کامنت گذاشته اند می زنیم تا بعد سر فرصت فحش بارانشان کنیم , لایک به مقدار بی شمار و اد کردن چند صد جنس مخالف . پس از ۸ ساعت که کمر و گردن و معده به فغان آمدند ابتدا گزینه ی حساب کاربری و خروج و سپس قطع وی پـــــی ان و خاموش کردن کامپیوتر . وبگردی ما اینجا به پایان رسیده است .

دولا دولا و لنگ لنگان به طرف دستشویی می رویم و با خود فکر می کنیم :

جدا که اینترنت چه تحول بزرگی در دنیا ایجاد کرده ها . از دستگاه چاپ گوتنبرگ هم مهم تر بوده انصافا !!چه مقدار آگاهی و دانش از راه اینترنت نصیب نسل جوان می شه ؟ بحر در کوزه که عرفا گفته اند یعنی همین اینترنت .

با همین فکرها می رویم به آشپزخانه که سرانجام پس از گذشت ۵ ساعت از زمان اصلی , نهار بخوریم .

چه روز پر بار و پر کاری !! به به !!


سلام

فردا دهمین سالگرد یازده سپتامبر و جنایتی است که مشتی تندروی تنگ نظر به نام اسلام رقم زدند و آبرو و حیثیت همه ی مسلمانان جهان را به باد دادند .

قصد بازخوانی این رویداد تلخ را ندارم . اما یادم آمد از پیامی که آقای محترمی بر روی نوشتاری که سال گذشته در این مناسبت نوشته بودم گذاشته بود . ۱۱ سپتامبر ( نوشتار پارسال ) را می توانید از اینجا بخوانید .

در نوشته ای که هیچ جانبداری و موضع گیری نداشت و تنها در آن خشونت محکوم شده بود این جناب بازدید کننده من را به سرسپرسپردگی از مد افتاده و سخن گفتن از زبان اوباما متهم کرده بود .

گمان می کنم که همین تندرویهای بی منطق باعث بروز چنین رویدادهایی می شود . ایشان که فرد ملایم تری هستند کامنت خشونت بار می گذارند و افراد تند رو تر اقدامات خشونت بار می کنند .

نکته ی مهم این است که افراد تند رو همیشه خود را متفاوت می دانند . خودشان را دارای حق و جلوتر می دانند . به همین روی به خودشان اجازه می دهند که در باره ی شخصیت و افکار و رفتار و حتی زندگی و مرگ دیگران تصمیم بگیرند .

بمب گذاری کنند و برای نشان دادن ظلمی که به یک گروه رفته گروهی بیگناه دیگر را بکشند و پس از آن اینگونه استدلال کنند که لازم بود , هر کار بزرگی قربانیانی هم لازم دارد و خداوند خودش اجر قربانیان را می دهد . یعنی آدم می کشند و جبران خسارتش را گردن خداوند می گذارند .

دنیای بدون افراط و خشونت شاید رویایی بیش نباشد , ولی انصافا رویایش هم شیرین است .

نمی شود , ولی اگر می شد چه می شد !!

****

در زمان بندی انتشار این مطلب اشتباهی رخ داده و مقصر هم عامل انسانی بوده . یعنی مرحوم نویسنده ی وبلاگ در تقویم , صفحه ی اشتباهی را نگاه کرده و مطلب نوشته که به این وسیله مراتب پوزش فراوان به آگاهی شما همی رسد .

با سپاس از هشدار دوست عزیزم ف ش !!!