سلام

نخست تصمیم داشتم که درباره ی تصویر هیچ چیز ننویسم . چون خود عکس کاملا گویا و تاثیر گذار است . ولی پس از کمی بالا و پایین کردن به این نتیجه رسیدم که بدون دانستن این که این قهرمان کیست و به چه دلیل به جوخه ی اعدام سپرده شده و به چه دلیل این چنین خوشنود و بدون ترس در برابر مرگ ایستاده و به پهنای صورتش لبخند می زند , دیدن عکس لطفی ندارد.

افسوس که آگاهی بسیار کمی در باره ی ایشان در اینترنت وجود دارد . تنها به اندازه ی ۲ خط!! آن هم اینجا ( ف.یلــــتر شده است )

ناوی وظیفه ( سرباز وظیفه ی نیروی دریایی ) هوشنگ انوشه به همراه ۲ هم خدمتی دیگرش مهناوی دوم خیری و ناوی وظیفه گهربار در شهریور ۱۳۳۲ , یعنی چند روز پس از کودتای ۲۸ مرداد در اعتراض به این کودتا ناو ببر , از ناوهای نیروی دریایی ارتش محمدرضا شاه را آتش زدند و پس از دستگیر شدن در میدان امیر آباد خرمشهر بوسیله ی جوخه ی آتش اعدام شدند .

خیال آسوده و سرافرازی هوشنگ انوشه به این دلیل است که جانش را در راه سربلندی میهنش داده است . در دوران ملی شدن صنعت نفت خونهای زیادی ریخته شد و قهرمانان زیادی به خاک افتادند که ( شاید به دلیل نفوذ زیاد انگلستان و آمریکا ) هرگز نامی از آنها برده نشده و مردم ایران آنها را بسیار کم می شناسند .

سلام

اخیرا آماری منتشر شده است از تعویض گوشی تلفن همراه در مردم کشورهای مختلف . این آمار به باور من قابل توجه و تعمق است .

کمپانی بزرگ نوکیا که یکی از غولهای صنعت تلفن همراه است و یکی از بزرگترین سازندگان گوشی و ابزارهای شنود است متعلق به کشور فنلاند است . یک کشور پیشرفته ی اروپایی . جالب است بدانید که مردم کشور فنلاند به طور متوسط هر ۶ سال یکبار دست به تعویض گوشی همراه خود می زنند . ( نگارنده با یک افسر بازنشسته ی ارتش فنلاند مواجه شد که گوشی همراهی دستش بود که اگر هر ایرانی آنرا به دست بگیرد از سوی زمین و زمان مورد تحقیر و توبیخ قرار خواهد گرفت . )


کمپانی کره ای سامسونگ هم یکی دیگر از غولهای این صنعت است و مردم در کره ی جنوبی ( که از رونق اقتصادی بی چون و چرایی هم برخوردار است ) به طور میانگین در هر ۲۶ ماه اقدام به تغییر گوشی همراهشان می کنند .

اهالی ایالات متحده با آن قدرت اقتصادی بالا هر ۲ سال یکبار , مردم انگلستان هم  ۲ سال و مردم فرانسه هر ۲ سال و نیم اشتیاق به این کار می یابند .

در آمار یاد شده نامی از ایران عزیز نیامده بود . ولی به گمان من دست بالا که بگیریم هر ایرانی به طور میانگین در هر ۶ ماه یک گوشی عوض می کند . ( نمی کند ؟ ) شاید حتی ۶ ماه هم زیاد باشد .

خب تفاوت ما با مردم فنلاند در چیست ؟ ما خیلی به روز و آپ تو دیت هستیم ؟ آنها خیلی عقب مانده هستند ؟ نیازهای ارتباطی ما خیلی بیشتر است ؟ آنها همه با هم قهر هستند ؟ به گمان من میزان مصرف زدگی ما جهان سومی ها چیزی فراتر از تصور است .

این مصرف زدگی باعث شده که گوشی همراهی را که خود تولید کننده اش خریدارش نیست و فقط در صورت نیاز واقعی پولش را صرف آن می کند ما بدون نیاز و ضرورت بخریم تا حس تنوع طلبی مان را ارضا کنیم .

شاید گروهی بگویند که : خب داشتن گوشی خوب که ایراد نیست .

بحثی نیست . اما همین مجموعه انتخابها هستند که می توانند حس لذت را در زندگی افراد بسازند یا از بین ببرند . شهروند فنلاندی به جای آنکه پولش را خرج گوشی همراه غیر ضروری بکند آنرا پس انداز می کند برای یک بازنشستگی آسوده و یا یک سفر خوب و یا هر چیز ضروری دیگر . حال آنکه ما از صبح تا شب می دویم برای کسب درآمد و در پایان ماه یا سال پولی را که با هزار زحمت به دست آروده ایم خرج خرید تلویزیون جدید , مبلمان جدید و یا گوشی همراه جدید می کنیم . یعنی پولمان دو دستی تقدیم کمپانی های کشورهای دیگر می شود .

یک بررسی جزیی نشان خواهد داد که پس انداز حاصل از کم کردن یکی دو قلم از این خرجهای بیهوده برای هر کدام از ما ایرانیها به راحتی هزینه ی یک سفر لذت بخش را تامین خواهد کرد .

اگر کمی منصف باشید خواهید دید که تفریح دقیقا همان چیزی است که بیش از هر چیزی جایش در زندگی ما ایرانیان خالی است و حقیقتا که موبایل نمی تواند تفریح باشد . نه آگاهی و شناخت و تجربه به ما می دهد و نه حس سکون و تکرار محیط اطراف را از ما می گیرد .

سلام

حتما خبر دارید که این روزها تجاوز گروهی مد شده و برخی به جای سیخ سیخ کردن موها و پاره کردن سر زانوی شلوار لی گروه تشکیل می دهند برای امر خطیر تجاوز .

این طور که بویش می آید هنوز چندان برخورد جدی هم با این جماعت حرام لقمه نشده است تا اندک عبرتی بشود برای دیگران . به هر حال چیزی که در مطبوعات امروز زیاد دیده می شود مباحثی برای ریشه یابی و کشف چرایی این پدیده ی به راستی شوم است . ریشه های روانی و اجتماعی و اقتصادی این رویداد موشکافی و بررسی می شوند . گمان من این است که از کنار ریشه ی تاریخی هم نمی شود به سادگی گذشت .

در سده های گذشته تجاوز گروهی کاملا مسبوق به سابقه بوده و ردپایش را در جای جای تاریخ دست کم پانصد سال اخیر ایران می توان دید .

در دربار صفوی هم مد بود که هرگاه می خواستند از کسی زهر چشم بگیرند او را گروهی مورد تجاوز قرار می دادند . تجاوزها به مخالفان و دشمنان شاه اسماعیل که دامن زن و بچه ی افراد را هم می گرفته , تجاوز به سفرای کشورهای دیگر در دوران شاه سلطان حسین صفوی , تجاوز گروهی به لطفعلی خان زند و همسر باردارش ( به دستور آغا محمدخان قاجار ) تنها مشتی از این خروار تاریخی است .

پس چندان دور از ذهن نیست اگر امروز مشتی اراذل و اوباش و طرد شده های اجتماعی برای خودنمایی و احساس قدرت کردن دست به چنین رفتارهایی بزنند .

 

سلام

با توجه به لطیفه ی وطنی اخیر که روی داده و اهالی فوتبال در دنیا را شگفت زده کرده ( حذف تیم ملی امید ایران به دلیل استفاده از بازیکن دو اخطاره ) پیش نهاد می شود که این الگوها و اسطوره های مدیریت را هر چه زودتر به کشورهای دوست و برادر در اقصی نقاط آفریقا صادرات غیر نفتی کنیم و جایشان را با مدیران وارداتی و تقلبی چینی پر کنیم . چون هر چه باشد مدیر تقلبی چینی از روی نمونه ی اروپایی و آمریکایی ساخته شده و به هر حال بهتر از مدیران وطنی کار خواهد کرد . فوقش به جای سالی یکبار دو هفته یکبار مدیرانمان را تعویض خواهیم کرد ( خب جنس چینی که دوامی ندارد , زود می سوزد ) اما در عوض در همان دو هفته بهتر از خیلی مدیران صادراتی مان مدیریت خواهند کرد .