جکی بارو بازیگر نقش خاله هتی در سریال به یاد ماندنی قصه های جزیره در سن ۷۱ سالگی بر اثر سرطان درگذشت .

سلام

شبکه ی تی وی پرشیا وان , یک شبکه ی فارسی زبان خارج از کشور مدتی است که با الهام از برنامه ی  american idol  مسابقه ی استعداد یابی خوانندگی برگزار می کند و به نفر اول در کنار ۱۵ میلیون تومان جایزه ی نقدی , امکان انتشار یک آلبوم موسیقی پاپ را هدیه می دهد .

 

چیزی که جلب توجه می کند این نکته است که بیش از ۸۰ درصد شرکت کننده های این مسابقه هیچ شناختی از موسیقی ندارند و فقط به نحریک عمه و خاله و پسر همسایه آمده اند که بختشان را آزمایش کنند , در کاری که ابدا بخت و اقبال نقشی در آن ندارد . ابروها را بزک می کنند و لباس خوبشان را می پوشند , دو آهنگ از دو خواننده انتخاب می کنند و مدتی همراه سی دی آنها را می خوانند و الاهی به امید تو .

نکته ی عجیب این است که هیچ کدام از اقایان داوران که کار کشته و قدیمی هم هستند راهنمایی مناسبی به این شرکت کننده ها نمی کنند . هرگز ندیده ام که حتی یکبار به یک شرکت کننده بگویند که : برای خواننده شدن باید آموزش ببینی , باید تئوری موسیقی را بشناسی , باید تمرین سولفژ کنی , باید مربی داشته باشی .

جملات بی ارزشی مانند :  جنس صدایت خوب یا بد است , کنترل نداشتی , خلاقیت نداشتی , حس مناسبی نداشتی در پاسخ به کسانی گفته می شود که حتی هفت نت موسیقی را هم نمی شناسند . شاید علت این پدیده این باشد که شبکه ی یاد شده به این مسابقه به چشم یک کاسبی سودآور نگاه می کند و نه یک برنامه ی استعداد یابی .

احتمالا نگاهشان به این موضوع به این شکل است که اگر تاکید بکنیم که هنرجوهای موسیقی و کسانی که استعداد و توان دارند باید در این مسابقه شرکت کنند , از دوره های بعد تعداد شرکت کننده ها با کاهش مواجه می شود و حق ثبت نام های دریافتی کم می شوند . این نشان می دهد که حتی استعداد یابی مان هم کاملا ایرانی است .

در پایان جمله ای از استاد گران سنگم می آورم که همواره می گفت : 

 “خواننده ها , نوازنده ی سخت ترین ساز دنیا هستند , یعنی حنجره .”   

 

  گر آمدنم به خود بدی نامدمی                                        ور نیز شدن به من بدی کی شدمی

به زان نبدی که اندر این دیر خراب                                   نه آمدمی , نه شدمی , نه بدمی ؟

               ****************

در کارگه کوزه کردم رای                                             در پایه ی چرخ دیدم استاد به پای

می کرد کوزه را دلیر دسته و سر                                     از کله ی پادشاه و از دست گدای