سلام

چیزی که در جامعه ی امروز ایران می بینیم یک سقوط سریع است . درتمام بخشها و زمینه ها ما با سقوط ( و نه افت ) مواجهیم . این افراد گروهی از تماشاگران تراکتور سازی تبریز هستند که به دلیل اینکه شرایط امروز سرزمینشان را نمی پسندند با پرچم یک کشور دیگر به ورزشگاه می آیند !!!

شاید محکم ترین دلیل این افراد برای این گزینش این باشد که در ترکیه آزادی های اجتماعی هست و اینجا نیست .

اما مگر نه این که اینجا هر چه هست خانه ی ماست و این خود ما هستیم که آنرا ساخته ایم و نه دیگری ؟

داوری با شما .

سلام

محمدرضا لطفی یک از آن نامهای بزرگ موسیقی سنتی ایران است . این نوازنده و آهنگساز نامدار و قدیمی ایران سابقه ی شاگردی اساتید بزرگی چون نورعلی برومند و سعید هرمزی و عبداله دوامی و همکاری با دیگر اساتید موسیقی سنتی ایران مانند فرامرز پایور و حسین علیزاده و محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان و هنگامه اخوان و شهرام ناظری را دارد و بسیاری از اهالی امروز موسیقی ما می توانند ادعا کنند که شاگرد او هستند .

چند روز پیش آقای لطفی در گفت و گوی با روزنامه ها کنسرت آینده اش را معرفی کرد و سخنان دیگری هم البته گفت . آن چیزی که توجه بیشتر رسانه ها را جلب کرد اظهار نظر او درباره ی جایگاه ساز و آواز بود .

آقای لطفی بر این باور بودند که : ” به نظر من این خواننده است که نیاز به نوازنده دارد .  چرا که نوازنده بدون خواننده هم می تواند ساز بزند , اما خواننده بدون نوازنده نمی تواند آواز بخواند و آواز بدون نوازنده مثل مداحی و نوحه خوانی می ماند .”

در باب درست یا نادرست بودن این نظر باید گفت که ایشان به هر حال محمدرضا لطفی است و هر چه در این باب بگوید حتما درست است .

اما چیزی که به نظر من آمد این بود که این دیدگاه به شدت بوی جبهه گیری می دهد . جبهه گیری بر علیه کسی دیگر . مهم نیست چه کسی . مهم این است که استادی در اندازه های لطفی موضع گیری می کند . مهم این است که برای ما مردم عادی و دوستداران موسیقی کمی دور از انتظار است که امثال محمدرضا لطفی هر چند سال یکبار , یک مصاحبه ی مطبوعاتی داشته باشند و همان را هم به تسویه حساب و رو کم کنی و جدل مطبوعاتی با یک هم صنف دیگر بگذرانند .

بهتر نیست که اساتید ما کمی بردبارتر باشند و اجازه بدهند که کارشان و شخصیتشان زمینه ی داوری مردم باشد و نه جبهه گیری های رسانه ای آنها ؟ آیا بردباری آموزش بهتری نیست برای جامعه ای که چشمش به بزرگانی مانند محمدرضا لطفی است ؟