سلام

گمان می کنم آهسته آهسته آمار پستهای معرفی فیلم در پرثوه از حد استاندارد بالاتر می رود , ولی خب , چه می شود کرد ؟ از روز نخست در پرثوه بنا بر اشتراک گذاری آموخته ها و آگاهی ها بود . هنر هفتم هم یکی از مهمترین ابزارهای گسترش آگاهی است دیگر .

فیلمی که امروز مرا تحت تاثیر قرار داد پژوهش ( The experiment ) ساخته ی پاول شرینگ ( یا یک چیزی شبیه این ) به سال ۲۰۱۰ است . گروهی انسان بی پول برای یک آگهی استخدام موقت به یک مرکز پژوهشی مراجعه می کنند .

آگهی اعلام می کند که به چند نفر برای یک آزمایش رفتار سنجی نیاز دارد . در مرکز پژوهشی به افراد اطمینان می دهند که آزمایش ها کاملا امن و بی خطر هستند و ویژگی مهمشان این است که برای  مدت ۲ هفته افراد مورد آزمایش ایزوله هستند و از مکان نگهداری نمی توانند خارج شوند و اگر شدند آزمایش تعطیل است و پولی نصیب هیچ کس نمی شود . ( مبلغ هم کاملا وسوسه کننده است , روزی ۱۰۰۰ دلار ) . محل آزمایش یک زندان است که یک سوم افراد زندان بان و دو سوم دیگر زندانی می شوند . در کوتاهترین زمان ممکن , درگیری ها و گرفتاریها بین کسانی که در عمل هیچ فرقی با هم ندارند و فقط به ظاهر در جایگاههای متفاوتی قرار گرفته اند بروز می کند . زندان بانها در یک بازه ی زمانی یکی دو روزه به زندان بانهای واقعی بدل می شوند . زندانیها را محروم می کنند , کتک می زنند , تحقیر می کنند , آزار جنسی می دهند  و . . .  .

فیلم به روشنی بیان می کند که هرکسی که در جایگاه بالادست و صاحب قدرت قرار بگیرد می تواند استعداد بی رحمی و اسـتبداد را بروز بدهد . تجربه ی تاریخ هم بیانگر همین امر است که هر انسان ساده و دلسوز و دلرحمی در زمان به قدرت رسیدن کوتاه زمانی نیاز داشته تا به یک مسـتبد زورگـو و بی رحم و بی گذشت بدل شود .

آن چیزی که وظیفه ی دیگر انسانهاست تلاش برای جلوگیری از بوجود آمدن این شرایط است .

کوههای سر به فلک کشیده ی قدرت هر فرد بالانشینی را دچار توهم برتری خواهند کرد . افراد عادی اجتماع نباید بگذارند قدرت یک جا جمع شده و کوه بسازد . تنها راه نجات , شکسته شدن قدرت و تقسیم آن در سطح اجتماع است ( دمـوکـراســی ) .

 در همین فیلم شخص آرام و مهربان و دست بر قضا با ایمانی که کتاب مقدسش همواره در دست حمل می شود وقتی که به طور ناخوداگاه و اتفاقی در جایگاه رییس نگهبانان قرار می گیرد به بهانه ی برقراری نظم و عمل به قوانین از هیچ پلیدی فروگذار نمی کند .

در یک مقطع از فیلم شخصیت اصلی داستان در پاسخ به دیدگاه هم سلولی اش که باور دارد : “ما مثل حیوانات درون قفس هستیم , قوی ضعیف را می خورد” پاسخ می دهد : “به نظر من ما در بالاترین قسمت هرم تکامل میمونها هستیم .”

وقتی در پایان فیلم پس از شورش زندانیها و شکست خوردن زندان بانان آزمایش به پایان می رسد همان زندانی از شخصیت اصلی می پرسد : ” هنوز هم باور داری که ما برترین نسل تکامل میمونها هستیم ؟” وی می گوید : “ بله , چون هنوز هم می توانیم کاری بکنیم

2011/05/18
بدون دیدگاه

بدون دیدگاه »

No comments yet.

Leave a comment

خوراک RSS برای نظرات این مطلب