سلام

این جمله های نغز از اشو را بخوانید ( آویزه ی گوشتان نکنید تا بگویم ):

” هر روز در بيست و چهار ساعت شبانه روز به فكر كردن مشغوليم. اين حالت بسيار ناسالم است. ذهن انواع و اقسام آرزوها و روياها را توليد مي كند و ما پشت ابرهاي اين آرزوها و افكار محصور مي مانيم. هيچ مانع ديگري بين ما و حقيقت وجود ندارد مگر اين زنجير به هم پيوسته افكار.

بايد از اين زنجيرها رها شد و مي توان از آن رها شد، زيرا اين حالت طبيعي نيست. كاملا ناسالم و غير طبيعي است. به ما آموخته اند كه اينگونه باشيم. دانشكده ها، مدرسه ها و دانشگاهها به ما مي آموزند چگونه فكر كنيم. به ما مي آموزند چگونه ذهن را فعال كنيم اما هيچكس به ما نمي آموزد چگونه ذهن را از كار بيندازيم. “

ابن طرز فکر برایتان آشنا نیست ؟ همیشه در همه ی قرون و اعصار کسانی بوده اند که از جان و دل تلاش کنند تا به شما یادآور شوند که فکرتان ناکارآمد و مزاحم است . یکی به شکل این جناب اشو که می گوید اندیشه دست و پا گیر و مزاحم است و دیگرانی که می گویند اندیشه ی شما سخیف و سطح پایین است , پس توان درک حقایق را ندارید , بیایید از فکر من که کامل بوده استفاده کنید و به خودتان زحمت ندهید . من رابط میان شما و حقیقت هستم .

ثمره ی این ترویج خودجوش هم در تمام طول تاریخ یکسان بوده . به چه شکل ؟

اینطوری که جناب اقای اشو در هندوستان با مرسدس بنز آخرین مدل و بی همانندش نامور شد و در ایالات متحده با کلکسیون 96 تایی رولز رویس اش . می دانیم که یک عدد رولز رویس نشان دهنده ی میلیاردر بودن یک خانواده است , پس نود و شش تایش نشان دهنده ی چیست ؟

آفرین , نشان دهنده ی این است که فکر و اندیشه ی مردم کلا مزاحم و دست و پاگیر است و باید راهی برای از کار انداختن آن پیدا کرد . جالب اینجاست که کل دوران اقامت جناب حضرت اشو در ایالات متحده 5 سال بیشتر نبود و در مدتی کوتاه تر از این , ایشان چنین گنجینه ای فراهم آورده اند . پس معلوم است که آنجا زمینه ی از کار انداختن این ذهن مزاحم بسیار فراهم بوده است .

 

حضرت استاد در کنار افشره و چکیده ی آموزه های عرفانی شان

حضرت استاد در کنار افشره و چکیده ی آموزه های عرفانی شان

 

نکته ی جالب توجه در مورد این استاد بزرگ , این است که وقتی در ایالت اورگان مشغول ساخت شهری برای اسکان طرفدارانش بود و یک دستگاه دولتی از صدور مجوز برای این کار سر باز زد , ساختمان آن اداره به ناگاه آتش گرفت . حالا این تیر غضب کاینات بوده یا دسیسه و توطئه و عملیات تروریستی , داوری اش با شما .

مسموم کردن هواداران طرف مقابل در یک انتخابات محلی هم از دیگر فضایل اخلاقی حضرت استاد بود .

و در پایان تعریف اشو از زبان خودش ( این یک کلاس آموزش خودستایی در سطح کارشناسی ارشد است ) : “من سرآغاز يك آگاهي سراسر تازه هستم. خواهشمندم مرا به گذشته مرتبط نسازيد؛ گذشته حتي ارزش يادآوري هم ندارد.

 

نوزده نشانه ی آرامش و شادمانی ابدی اشو گونه

نوزده نشانه ی آرامش و شادمانی ابدی اشو گونه

 

نسخه ی دیگری از این گونه اساتید بزرگ در نوشتار بزرگترین خودکشی گروهی تاریخ شناسانده شده بود .

4 Comments »

  1. احسان
    2:32 ب.ظ در آگوست 9th, 2011

    اگر انسان بجای حماقت تمدن را درک می کرد این جانورهای بد قیافه هرگز ظهور نمی کزدن
    حماقت ثمره ای جز قلاده ندارد

  2. آرمین
    12:54 ب.ظ در اکتبر 12th, 2014

    آقای اوشو حرف عرفای بزرگی مثل مولانا رو جمع کرد و با جمله بندی های متفاوت ، و به نام خودش ، به مردم ارائه کرد . از اینکه خودش چجور آدمی بوده ، نمیشه حرفاش رو هم قضاوت کرد !
    ( اگه عارف های قدیمی که در مورد توانایی خاموش کردن ذهن و مزایاش صحبت کردن هم کلکسیونی از رولزرویس های زمانه خودشون رو داشتن ، اون وقت میشه تا حد خیلی زیادی به این روش ها شک کرد ! ولی من که در این مورد چیزی نشنیدم ! )
    همیشه توی همه ی آیین ها و روش ها و مکاتب فکری و … آدمایی هستن که خیلی خوب و قشنگ و دلنشین صحبت میکنن ولی توی عمل از کثیف ترینای تاریخ بشریت هستن ! این دلیل نمیشه که کل اون مکتب رو زیر سوال ببریم !

  3. وحید فلاحی
    12:19 ب.ظ در اکتبر 15th, 2014

    آرمین عزیز
    سلام . دیدگاه شخصی من این است که خاموش کردن ذهن , نیاز به پیروی فکری از کس دیگر را به دنبال خواهد داشت و همین پیروی از یک مرجع فکری است که دردسرها تولید می کند . ( همان هایی که ما مردم ایران به خوبی می شناسیم )

  4. دانیال
    2:32 ب.ظ در آگوست 2nd, 2016

    در آن زمان که در آمریکا بودم ،دوستان من از سراسر دنیا نود و سه رولزرویس به من هدیه دادند.حتی راکلفر نیز با من مخالف بود. زیرا حتی ثروتمندترین انسان هم نمی‌تواند نود و سه رولزرویس داشته باشد. من هرگز به توقفگاه نرفتم تا آنها را ببینم . حتی رئیس کارخانه رولزرویس برای دیدن توقفگاه آمده بود. یکی از اسقف‌ها، پیوسته، هر یکشنبه بر علیه رولزرویس‌ها سخن می‌گفت. کوری چنین است. شاید او در مورد رولزرویس رویایی داشت، او هفت روز هفته در مورد آن فکر می‌کرد؛ و گرنه چگونه می‌تواند تمام موعظه‌های او را تشکیل بدهد؟ او کاملا مسیح و انجیل را از یاد برده بود. هنگامیکه که می‌خواستم آمریکا را ترک کنم ، آن اسقف به من پیام داد حالا که رفتنت قطعی است آیا می‌توانی به عنوان صدقه یک رولزرویس به کلیسای من هدیه کنی؟ به او اطلاع دادم، من می‌توانم همه‌ی آنان را ببخشم ، آیا در کلیسایت برای آنها فضای خالی داری؟ این نشان دهنده روان انسان است همیشه چیزی را تقبیح می‌کند و بسیار از آن سخن می‌راند که ذهن او درگیر آن باشد.

    #اشو

Leave a comment

خوراک RSS برای نظرات این مطلب