سلام

واژه ها مانند انسانها هستند . به دنیا می آیند , تغییر می کنند , ازدواج می کنند , از زبانی به زبان دیگر سفر می کنند و شاید هم در پایان بمیرند .

پیگیری رد پای واژه ها در درازنای تاریخ روشن کننده ی بسیاری از رویدادها و شناساننده ی تحولات فرهنگی و زبانی ملتهای گوناگون است . بویژه برای زبان پارسی که یکی از انگشت شمار زبانهایی است که از پس هزاران سال هنوز زنده و سرحال است و در کنار دگرگونی های زیاد هنوز هویت مستقل خود را نگه داشته است .

سرگذشت واژه ی “گل” در زبان پارسی و دیگر زبانهای دنیا بسیار خواندنی و جالب است . تلاش می کنم بر اساس آموزشهای دکتر محسن فره وشی به کوتاه ترین شکل ممکن این سرگذشت را برایتان بنویسم .

“گل” در فرهنگ ما همواره محبوب و مورد توجه بوده و ادبیات مان که مهم ترین نمایشگاه فرهنگ ایران زمین است همواره گلریز و گلستان بوده است . در بیشتر باغچه ها و باغها در کشورما بوته های گل سرخ و دیگر گلها چشم نوازی می کنند و باغچه ی بی گل انگار چیزی کم دارد .


دیرین ترین رد پای این واژه در نوشته های پارسی به “اوستا” باز می گردد که در آن  “وَرذا” ( varaza ) ( بر وزن تمنا , البته بدون تشدید ) به معنی گل سرخ آمده است . ( باید دانست که گل به معنی گل سرخ است , همان که اروپایی ها امروزه به آن “رُز” ( rose ) می گویند . )

در دوره های پس از آن و در زبان پارسی باستان این واژه به صورت “وردا” ( varda ) ( امروزه کارخانه ای با این نام , سرکه تولید می کند ) و در پهلوی ساسانی به صورت “وَرد” ( vard )  و “وَرت” ( vart ) تغییر یافت . واژه ی “ورد” در نام چند شهر و آبادی به چشم می خورد . مانند “وردآورد” ( به معنی گل آور ) که پیش از این روستایی بوده نزدیک به تهران ( گویا امروز داخل شهر شده است ) و در کنار آن روستایی است به نام “وردیج” .

دیگری روستای “سُهرَورد” که در نزدیکی زنجان است و زادگاه شیخ اشراق , شهاب الدین سهروردی است . گویش درست “سُهرَورد” , سُخرَورد است . “سُخر” همان رنگ قرمز است که به دلیل دشواری تلفظ در گذر زمان به سرخ تغییر شکل پیدا کرده است . پس “سهرورد” به معنی گل سرخ است .

“وارت” در دوران اشکانی به ارمنستان و لهجه ی ارمنی وارد می شود و به هنوز هم به همین شکل در برخی نامهای ارمنی زنده است . مانند “نِوارت” که نامی است برای دختران ارمنی , نو ( nev ) همان نو و جدید است و وارت هم که گل . پس “نوارت” به معنی “نوگل” , غنچه و غنچه ی گل سرخ است . نامهای “وارتوهی” و “وارتوش” و شاید “وارتان” هم از “وارت” بهره برده اند .

در آغاز دوران اشکانی به مرور ترکیب “ر” و “د” ( rd ) به “ل” تغییر می کند و ورد به “وَل” ( val )و “وُل” ( vol ) تغییر شکل پیدا می کند .

هنوز هم واژه ی والَ با معنی شکوفه در گویش سمنانی به کار برده می شود .

“بابا طاهر” می گوید :

مسلسل زلف بر رو ریته دیری         وُل و بلبل به هم آمیته دیری

پریشان چون کری آن تار زلفان        به هر تاری دلی آویته دیری

یا یک ترانه ی روستایی گوید :

شب تاریک و ره باریک و وُل مست      کمون از دست من افتاد و بشکست

کمون دارون کمون از نو بسازید          وُلم یاغی شده مشکل دهد دست

بر اساس یک قاعده ی دیرین زبان شناسی “و” در برخی واژه ها به “گو” ( gu )تبدیل می شود . مانند ویشتاسپ که گُشتاسپ و ورک (  verk ) که گرگ شدند . پس “ول” و “وُل” به “گل” تبدیل شدند .

همین واژه ی وُل در سفر به اروپا به فُل تغییر می یابد و ریشه ی واژه ی flower را می سازد .

شکل اوستایی واژه یعنی ورذ و ورذا در سفر به سواحل شرقی مدیترانه به صورت روزون درآمد و در اثر فرسایش ناشی از گذر زمان به شکل رز در آمد . این رز که به معنی گل سرخ است مادر واژه ی روژ در زبان فرانسه است که به معنی رنگ قرمز است .

به این شکل بوده که یک واژه ی پارسی بخش بزرگی از دنیا را درنوردیده و امروز به شناخته شده ترین نام در دنیای گلها بدل شده است .

آبشخور ( منبع ) :
کتاب ایرانویج نوشته ی دکتر بهرام فره وشی , انتشارات دانشگاه تهران , ۱۳۷۳


۳ Comments »

  1. r-Taj
    ۷:۳۶ ب.ظ در مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲

    سلام
    آیا مطمئن هستید منبعی را که معرفی کرده اید درست است؟ کتاب ایرانویچ از بهرام فره وشی است و نه محسن. اگر غیر از آن است بنده را آگاه فرمایید

  2. وحید فلاحی
    ۸:۱۷ ب.ظ در آذر ۵ام, ۱۳۹۲

    سلام . با هشدار به جای شما اشتباه یاد شده درست شد . با سپاس فراوان .

  3. مادیار
    ۷:۲۲ ب.ظ در تیر ۲۴ام, ۱۳۹۴

    زبان شیرین پارسی ، شاخه ای از زبان بزرگ ماد است . توجه داشته باشید که تمام ریشه های کلمات در آریا زمین( ماد) ی است . بر این اساس اگر پژوهش زبان شناسی صورت نگیرد، کار ناکامل و ناقص می ماند.
    به کار بردن کلمه زبان اویستا خلط است چون زبان به کار رفته در اویستا ، زبانی (ماد) ی است که امروزه بیش از ۷۰%ان در (اویستا) میان مردم هورامان قابل فهم است .
    با یک دید بازتر و بیطرفانه و صادقانه باید به تاریخ نگریست .

Leave a comment

خوراک RSS برای نظرات این مطلب