سلام

عکس بالا از یک معدن طلا به نام “ سرا پلادا ” ( به معنی کوهستان برهنه ) در برزیل است . در سال ۱۳۷۳ در یک نشریه ی سینمایی یک عکس از این معدن را دیده بودم و پس از آن پیوسته این تصویر دهشتناک را در خاطر داشتم و بارها در اینترنت جست و جو کرده بودم شاید اطلاعاتی از آن پیدا کنم که هر بار تیرم به سنگ خورده بود ( سخت است که فقط با دیدن یک عکس بدون هیچ توضیحی درباره اش اطلاعات پیدا کرد ) , تا این که جمعه ی گذشته دوباره آنرا به خاطر آورده و این بار خیلی سریع به نتیجه رسیدم .

عمق توحش و فلاکت و فقری که در این عکسها مشهود است انسان را تکان می دهد . معدن سراپلادا در مرکز کشور برزیل قرار دارد , در ۴۳۰ کیلومتری مصب رود آمازون .  یک معدن طلا که یکصد هزار نفر انسان که شاید تنها گناهشان فقر بوده باشد در آن به این شکل غیر انسانی و عصر حجری به کار گرفته شده بودند . به رسم همه ی جوامع دارای اختلاف طبقاتی فاحش , اینجا هم وجود این معدن کاملا پوشیده و مسکوت مانده بود تا این که در ۱۹۸۶ عکاس بزرگی به نام سباستیائو سالگادو با عکسهای هنرمندانه اش آنرا به جهانیان شناساند . شرم آور است که هزینه ی حقوق این افراد از هزینه ی تجهیز کردن معدن به آغازی ترین ( ابتدایی ترین ) فناوری ها مانند سطل و قرقره کمتر باشد . آنقدر شکل کار پیش پا افتاده و خطرناک است که می توان حدس زد مدیران و صاحبان معدن تنها فکرشان رسیدن خاک و سنگ به سطح زمین برای پالایش و جدا سازی بوده است و بس و حتی برای ثانیه ای هم به شرایط کاری کارگران و نیازهای آنها فکر نکرده اند .

معدن شباهت زیادی به لانه ی مورچگان دارد , با این تفاوت که انسانها حتی ذره ای از توانایی های مورچگان را ندارند .

افراد از سراشیبی های خطرناک و پله هایی با ارتفاع ۳ تا ۴ متر که نتیجه ی کنده کاری های قبلی معدن است پایین می رفته اند تا کیسه هایی حاوی سنگ و گل را بر روی شانه یا سر خود از نردبانهای بلند چند ۱۰ متری بدون هیچ نرده و حفاظی بالا بیاورند . نردبانها همگی چوبی و همگی بدون هیچ حفاظی همزمان پذیرای دهها انسان باربر با بار سنگین بوده اند . اگر یکی از پله های نردبان دست بر قضا می شکسته فرد روی آن همه ی کارگران پایین تر از خودش را به پایین معدن پرتاب می کرده . نه لباس کار , نه کفش کار , نه کلاه ایمنی و نه هیچ چیز دیگر . همه چیز حکایت از بی اهمیت بودن جان این صدهزار نفر نزد صاحبان معدن و مقامات دولتی دارد .

این  تصویر مربوط به سال ۱۹۸۳ است که معدن هنوز به بزرگی و ژرفای سال ۱۹۸۶ نرسیده بوده . پر واضح است که عکاس هم هنرمندی سالگادو را نداشته .

باورش سخت است که همه ای این اتفاقات حدود ۲۵ سال پیش افتاده است .

خوشبختانه امروز معدن سراپلادا متروک و گودالی پر از آب است . اما فقر و سو استفاده از فقرا در برزیل و نقاط دیگر دنیا هنوز هم بی داد می کند . هرچند که برزیل همواره یکی از چند قدرت برتر اقتصادی دنیاست , اما این فضل پدر است و از فضل پدر مردم را هیچ حاصلی نیست ( همانگونه که برای مردم چین هم هیچ حاصلی از فضایل اخلاقی دولت پلیدشان نیست )

برای درک بهتر این شرایط می توان یکبار دیگر گفتار اراسموس در مورد ثروت را خواند ( در ستایش دیوانگی )

درگیری کارگر با سرباز ارتش , ارتش برزیل با عنوان : “جلوگیری از اجحاف در حق کارگران و به بردگی کشیدن ایشان” کنترل معدن را در اختیار گرفته بوده . البته از عکسها مشخص است که چقدر ارتش راست می گفته و به ادعاهایش عمل کرده بوده .”]

راه پایین رفتن کارگران در سوی چپ این عکس کاملا مشخص است . در سوی راست عکس هم نردبانها و راه بالا رفتن .

سلام

تصاویری که در پایین می آیند از یک معدن گوگرد واقع در دهانه ی یک آتشفشان در اندونزی گرفته شده اند . ظاهرا کارگران گوگرد را با مشعلهای بزرگ به حالت مذاب در می آورند تا هم جابه جایی اش آسان تر باشد هم فرآوری گوگرد بهتر انجام شود.

اگر زیاد به شرایط جهنمی کار برای کارگران فکر نکنیم می توانیم از این همه رنگهای زیبا و این تصاویر زیباتر لذت بیشتری ببریم .

می گویم شرایط جهنمی به این روی که همانطور که می دانید گاز گوگرد سمی و کشنده است . از طرف دیگر گرمای زیادی که مشعلها برای ذوب کردن گوگرد ایجاد می کنند هم قوز بالای قوز می شود .

1

2

3

4

5

7

آبشخور ( منبع ) :

سایت خبرآنلاین