سلام

از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زیاد گفته شده . ولی به رسم معمول این سرزمین همواره برخی نکات ناگفته باقی مانده اند .

طبق چیزی که ما در سالهای اخیر مدام شنیده ایم ملی شدن صنعت نفت در نتیجه ی خواست و تلاشهای آیت الله کاشانی بود . بر اساس همین گفته ها آیت الله کاشانی یکی از دشمنان سرسخت شــاه و نفوذ انگلستان بوده و … .

ولی شاید حقیقت جز این باشد .

یکی از دست آوردهای بزرگ دکتر محمد مصدق در مرداد ماه ۱۳۳۲ وادار کردن شــاه برای کناره گیری از قدرت و برپایی نظام جمهوری در ایران بود . شــاه که آماده ی رفتن از ایران شده بود ( و حتی نامه ی استعفایش را هم تنظیم کرده بود ) با پیام آیت الله کاشانی از این کار منصرف می شود . شعبان جعفری یا همان شعبان بی مخ ( مدیر اجرایی کودتا ) در سالهای پایانی عمرش در گفت و گو با هما سرشار به روشنی پرده از این واقعیت بر می دارد :

شعبان جعفری : 

( نقل به مضمون با تکیه بر حافظه ) آقا ( آیت الله کاشانی ) برای من و طیب پیغام فرستاد که فورا بیایید کار واجب دارم . ما هم سریع خودمان را رساندیم . آقا به ما گفت : شنیده ام که اعلــی حضرت می خواهند از مملکت تشریف ببرند , بروید و جلوی ایشان را بگیرید که اگر ایشان بروند کلاه ما هم رفته است .

[ برگرفته از : کتاب خاطرات شعبان جعفری در گفت و گو با هما سرشار – انتشارات کارنگ, ۱۳۸۴ ]

تبریک آیت الله کاشانی به شـاه بابت تولد ولیعهد

شعبان و طیب حاج رضایی و دار و دسته ی محترمشان هم مسلح به چماق و قمه , با تجمع در برابر در خروجی کاخ و با شعارهایشان به شــاه نشان دادند که نمی گذارند آسیبی به او برسد .

در هر کودتایی , بلافاصله پس از پایان کودتا ,  گروه پیروز رسانه های جمعی را در اختیار می گیرد و بیانیه ی پیروزی خود را پخش می کند .بلافاصله پس از کودتای ۲۸ مرداد یکی از فرزندان آیت الله کاشانی در رادیو سخنرانی کرده و از اجرای این کودتا ابراز رضایت می کند .( سایت حوزه دات نت – گفت و گو با محمود کاشانی فرزند آیت اله کاشانی )

گویا شخص آیت الله کاشانی هم در نامه ای از اردشیر زاهدی ( نخست وزیر دولت کودتا ) برای پاک کردن کشور از لوث وجود برخی عناصر نامطلوب !! تشکر می کند .

و این هم پایان خوب ( happy end ) ماجرا :

بدنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق، روزنامه ” المهدی ” مصاحبه ای را با آیت الله کاشانی انجام داد و از جمله خبرنگار این روزنامه از آیت الله پرسید:

“آیا عقیده دارید که دکتر مصدق برای برقراری رژیم جمهوری فعالیت میکرد؟”

آِیت الله کاشانی پاسخ میدهد:

 ” آری، برای برقراری جمهوریت میکوشید. مصدق ۴ ماه قبل می خواست که شــاه را از ایران اخراج نماید ولی من نامه ای به شــاه نوشته و از او خواستم که از مسافرت خودداری نماید و شــاه هم موقتأ از فکر مسافرت منصرف شد. یک هفته قبل، مصدق شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شـــاه با عزت و محبوبیت روز بعد بازگشت. در اینجا ملت شـــاه را دوست دارند و رژِیم جمهوری مناسب ایران نیست“. **

بدنبال آن خبرنگار در مورد مجازات ( !!! ) دکتر مصدق از آیت الله کاشانی سئوال می کند و آیت الله جواب میدهد:

” طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش در جهاد خیانت کند مرگ است”.

منبع : ” مجموعه ای از مکتوبات، سخنرانی ها و پیامهای آیت الله کاشانی گرد آورده ی محمد دهنوی انتشارات چاپخش

عکس یادگاری شعبان جعفری و ایت الله کاشانی پس از کودتا

شعبان جعفری و ایت الله کاشانی پس از کودتا

==================================================================================

**  این دیدگاه که جمهوری مناسب ایران نیست و مردم شاه را دوست دارند برای نخستین بار نبود که از سوی یک روحانی مطرح می شد . آیت الله سید حسن مدرس هم در زمانی که رضا خان سردار سپه در مقام نخست وزیر احمد شاه در تلاش برای ایجاد یک نظام جمهوری در ایران بود با همین دیدگاه در مجلس با وی مخالفت کرد و او را ناکام گذاشت .

سلام

” این که مصدق شبه انتخابات در نظام دیـکتـاتوری پهلوی را خالی از روح دمـوکراتیـک و مشـروطه می دید نشان واقع بینی او بود , اما اصـلاح طلـبی همچون او چگونه می توانست مجلس را منحل کند و همچنان پاس دار مشـروطه باقی بماند ؟ “


این جمله از سرمقاله ی جدیدترین شماره ی نشریه ی شهروند امروز است که سردبیر یعنی رضا خجسته ی رحیمی به بیان نقدهایش به عملکرد دکتر محمد مصدق پرداخته و بررسی کرده است که چگونه اصـلاح طلبـی به کودتـا ختم شد .

با نهایت شرمندگی اندکی از حقوق نویسنده و ناشر را زیر پا می گذارم و اسکن متن سرمقاله را برایتان می گذارم تا بخوانید .

راستش این گذر از قانون کپی رایت حمایت از اصل بزرگ و مهم دوری از بت سازی و نفی کیش شخصیت بود . مصدق شاید یکی از بزرگترین نامهای ۱۰۰ سال اخیر ما باشد , اما بری از اشتباه و لغزش نبوده و شکستش هم نشان دهنده ایراد در کارش بوده . پس باید از فضای نقد حمایت کرد تا ایرادها روشن شوند .

نشریه ی شهروند امروز را دریابید که واحه ای درمیان کویر است .

سرمقاله را از اینجا بگیرید .

 

 

سلام

نخست تصمیم داشتم که درباره ی تصویر هیچ چیز ننویسم . چون خود عکس کاملا گویا و تاثیر گذار است . ولی پس از کمی بالا و پایین کردن به این نتیجه رسیدم که بدون دانستن این که این قهرمان کیست و به چه دلیل به جوخه ی اعدام سپرده شده و به چه دلیل این چنین خوشنود و بدون ترس در برابر مرگ ایستاده و به پهنای صورتش لبخند می زند , دیدن عکس لطفی ندارد.

افسوس که آگاهی بسیار کمی در باره ی ایشان در اینترنت وجود دارد . تنها به اندازه ی ۲ خط!! آن هم اینجا ( ف.یلــــتر شده است )

ناوی وظیفه ( سرباز وظیفه ی نیروی دریایی ) هوشنگ انوشه به همراه ۲ هم خدمتی دیگرش مهناوی دوم خیری و ناوی وظیفه گهربار در شهریور ۱۳۳۲ , یعنی چند روز پس از کودتای ۲۸ مرداد در اعتراض به این کودتا ناو ببر , از ناوهای نیروی دریایی ارتش محمدرضا شاه را آتش زدند و پس از دستگیر شدن در میدان امیر آباد خرمشهر بوسیله ی جوخه ی آتش اعدام شدند .

خیال آسوده و سرافرازی هوشنگ انوشه به این دلیل است که جانش را در راه سربلندی میهنش داده است . در دوران ملی شدن صنعت نفت خونهای زیادی ریخته شد و قهرمانان زیادی به خاک افتادند که ( شاید به دلیل نفوذ زیاد انگلستان و آمریکا ) هرگز نامی از آنها برده نشده و مردم ایران آنها را بسیار کم می شناسند .