سلام

زمانی که تیم ملی والیبال بزرگسالان ما با میانگین سنی پایین و ترکیبی از جوانان برای شرکت در جام حهانی والیبال به ژاپن رفت کمتر کسی امید به شگفتی آفرینی این تیم داشت .

اما خبرها از همان روز نخست غرور آفرین بود . شکست ژاپن میزبان با نتیجه ی قاطع ۳ بر یک. ژاپنی که بر خلاف رویه ی همیشگی اش عربی بازی درآورده و تلاش کرده بود تیم ما را پیش از مسابقه خسته و عصبی کند تا در نخستین مسابقه اش شکست نخورد که خورد .

شکست از کوبا ذهن همه را منحرف کرد تا سه پیروزی پیاپی در برابر سه قدرت برتر والیبال دنیا یعنی صربستان ( قهرمان اروپا ) , لهستان ( سوم جام جهانی پیشین) و آرژانتین ( دوم آمریکای جنوبی ) همه ی والیبالیهای دنیا و مردم ایران را شگفت زده کند .

این در حالی بود که همین چند روز پیش تیم وزنه برداری مردان کشورمان با چند وزنه بردار بسیار جوان ( اعضای اصلی تیم همگی به دلیل دوپینگ محروم هستند ) در میان تیمهایی که از دو گروه زنان و مردان تشکیل شده بودند به مقام سومی دنیا رسید و رکود سنگین ترین وزنه ی تاریخ را هم شکست .

لطفا به ادامه ی مطلب بروید .

سلام

خداداد عزیزی … خداداد عزیزی … …. توی دروازه !! توی دروازه , گل , گل , باز هم روی زمین , باز هم روی زمین !!

این واژه ها که نخست با تردید و سپس با شادمانی و فریاد از دهان جواد خیابانی بیرون می آمد نشان گر پیروزی حماسی و دور از ذهن تیم ملی فوتبال ایران در واپسین مسابقه ی انتخابی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بودند .

۸ آذر ۱۳۷۶ یکی از انگشت شمار روزهایی بود که همه ی مردم ایران از ته دل و با تمام وجود شادمانی خالص و ناب را تجربه کردند . شادی بی غل و غش همراه با لذت و غرور . ۳۱ تیم مشخص شده بودند و همگان در انتظار استرالیا بودند تا قرعه کشی و گروه بندی جام جهانی انجام شود . ولی استرالیا ماند .

ایران واپسین تیم راه یافته به جام جهانی بود و بیشتر فوتبالی های دنیا این مسابقه را دیده بودند .

استرالیای پرمدعا و نه چندان جوانمرد در برابر تیم بی انگیزه و بی امید ایران که تازه از قید سخت گیری ها و تعصــبات و ارزشــهای اعتقادی محمد مایلی کهن خلاص شده بود به زانو در آمده بود .

( گل خداداد در دقیقه ی ۸۱ زده شد . هنوز ۹ دقیقه مانده بود . در دقیقه ی ۸۹ داور ۹ دقیقه هم وقت افزوده اعلام کرد , آخر تماشاچی با فرهنگ استرالیایی تور دروازه ی ایران را پاره کرده بود و ترمیمش کلی وقت گرفته بود . چه ۱۸ دقیقه ای گذشت بر ما !! )

چه شبی بود !! سراسر ایران جشن بود و پایکوبی ( فارغ از اندیشه ی حــلال یا حـرام بودنش ) . شیرینی فروشی ها کلا خالی شدند . نیمی را مردم خریدند و نیمی را هم خودشان در خیابان پخش کردند  .

حتی پیروزی غرور آفرین در برابر ایالات متحده در ۳۱ خرداد ماه سال بعد که هم مهمتر بود و هم جهانی تر این همه به کام مردم شیرین نیامد . هر چند که پس از آن بازی هم تا صبح ایران خانم نخوابید از هیاهو و دست افشانی مردمش .

یادش به خیر , ۱۴ سال گذشت و ما دیگر هرگز آنقدر شاد نبوده ایم . خدا به سلامت دارد والدیر ویرا را که بی منت و بی تکبر این شادی را به مردم ما به ارمغان داد .

جملات فروتنانه اش پس از پایان بازی را به خوبی به یاد دارم . گزارشگر ناکام تلویزیون استرالیا از او پرسید :” در بین دو نیمه چه گفتید که این همه تیمتان تغییر کرد”؟ ویرا پاسخ داد :” هیچ , شاید فقط چند نکته ای را تذکر داده باشم , اما آنها خودشان می خواستند که پیروز شوند و نا امید نشدند . بازیکنان ایران جوانان بسیار با استعدادی هستند .

سلام

شاید شما هم در روزهای گذشته ایمیلی با عنوان : “جریمه ی اقدام ضد مشتری بانک صادرات” دریافت کرده باشید که در آن یک هم میهن شیر پاک خورده و آدم حسابی شما را با اقدام جدید بانک صادرات آشنا کرده بود . این هم میهن گفته بود که : ” بانک صادرات برای آنکه بتواند جای خالی اخـتـلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی را پر کند برای اعلام صورت حساب از راه اینترنت ۲۵۰ ریال کارمزد در نظر گرفته است ” ( که راست هم بود و سایت بانک هر بار که وارد بخش صورتحساب یا اعلام موجودی می شدی ۲۵۰ ریال کارمزد کم می کرد و این تنها مورد سو استفاده ی بانک صادرات هم نیست )

این هم میهن گرامی در ادامه از خواننده ی ایمیلش خواسته بود که بانک صادرات را به خاطر این سواستفاده تحریم کرده و برای فعالیت بانکی از یک بانک دیگر , بویژه بانکهای خصوصی استفاده کند .

در پی دست به دست گشتن این ایمیل , بانک صادرات که امروز بدنام ترین بانک ایران است ( اختــلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی سال ۱۳۷۴ که به اعدام فاضـل خداداد و زندانی شدن مرتضی رفیـــــق دوسـت انجامید هم در همین بانک بود ) در جهت تلاش برای بازسازی وجهه ی خود بی درنگ این کارمزد را حذف کرد .

شاید در یک نگاه با برد کوتاه با خودمان فکر کنیم که ۲۵ تومان که به جایی نمی رسد و ارزشی ندارد . اما اگر کمی ژرف تر بیاندیشیم در گستره ی کشوری , این ۲۵ تومانها هم زیاد هستند و هم اثر گذار . از طرف دیگر یک بنگاه اقتصادی خودگردان مثل بانک صادرات نباید این ذهنیت برایش ایجاد شود که هر جا به مشکل برخورد می تواند دست به سوی جیب مشتریها دراز کند .

کوتاه سخن آنکه احساس مسوولیت این هموطن گرامی و نگارش و یک ایمیل ساده کاری کرد کارستان .

شاید این همان چیزی باشد که لازم است در ما ایرانی ها کمی بیشتر جا بیافتد .

از سوی دیگر این داستان عبرت آموز به ما نشان می دهد که هر اقدامی هر چقدر ساده , هر قدمی هر چقدر کوچک می تواند اثر بخش و مفید باشد . پس در مواردی که لازم می دانید لطفا کوتاهی نکنید