سلام

به باور من دنیا سخت در حال پیشرفت است و ما را هم به دنبال خود می کشد . هر چقدر هم که خودمان ( با همراهی برخی عوامل درونی و بیرونی ) تلاش کنیم نمی توانیم در همان جامعه ی سنتی و قجری خودمان بمانیم و باید همراه با دنیا جلو برویم .

یکی از نمادهای این تغییر و پیشرفت که در اجتماع امروز به فراوانی دیده می شود کم رنگ شدن حس بی تفاوتی مردم نسبت به رویدادهاست .

زین العابدین مراغه ای ( جهانگرد بنام ایرانی ) بیش از ۱۰۰ سال پیش در خاطراتش از سفر به نقاط مختلف جهان نوشته که : یکی از اخلاقهای بد و ناپسند ما ایرانی ها اخلاق به من چه است . چیزی که باعث می شود ما نسبت به هر پدیده ای کاملا بی تفاوت باشیم و در برابر هر چیزی که مستقیما به منافع شخصیمان مربوط نباشد هیچ واکنشی نشان ندهیم . ( نقل به مضمون )

حالا امروز با تحولات جامعه ی جهانی شاهد هستیم که نسل امروز ایران دیگر مانند نیاکانش بی تفاوت نیست و در برابر خیلی از امور واکنش نشان می دهد . شاهدش هم جریانی که بر علیه فرج اله سلحشور به راه افتاده .

حاج فرج که برای نشان دادن ارادتش به نظام سیاسی و اعتقادی کشور همواره حاضر به یراق است تا به حال موضع گیری های تند و بد زبانی های زیادی داشته . اما این بار با هــــرزه خطاب کردن آنـجلــینا جـولـی ستاره ی هالیوود و شبیه دانستن بازیگران زن ایرانی به او , چوب در لانه ی زنبور کرده و بد جوری برای خودش شر بوجود آورده .

کسی که وبلاگ شخصی اش کلا اختصاص به پاسخ دادن به اشکالات و ایرادهای دیگران دارد امروز با آوار پاسخها روبرو شده .

موج واکنشها و پاسخها چنان سهمگین و همه جانبه بود که حاج فرجِ سرسخت و آشتی ناپذیر را ناچار به پوزش خواهی کرد . اما برخی اوقات آب رفته را به سختی می توان با یک پوزش ساده به جوی بازگرداند و حاج فرج بی نوا همچنان زیر بارش پاسخها قرار دارد .

نمونه ی همین رویداد را در سال گذشته در برنامه ی ۹۰ داشتیم . جایی که سرهنگ!! عزیز محمدی رییس سازمان لیگ فوتبال , وقتی که با انتقاد به جا و متین عادل فردوسی پور مبنی بر آشفته بودن سازمان فوتبال در کشورمان مواجه شد او را به پایمال کردن خون شهدا و زیر سوال بردن ارزشهای اسلام و انقلاب متهم کرد !!

در برنامه ی هفته ی بعد عادل به طور ضمنی به بینندگانش فهماند که دستهایی مشغول فعالیت بر علیه او و برنامه اش هستند . به مدت یک هفته حمایت از عادل و برنامه ی ۹۰ حماسه ای را رقم زد که جناب عزیز محمدی را به فراموش کردن کل قضیه وادار کرد .

موارد شبیه این در جامعه ی امروز و میان نسل جوان زیاد است و نوید از بین رفتن بسیاری از عادتهای نادرست را می دهد . همه باید بدانند که این جامعه دیگر مانند دهه های گذشته نیست که دهان باز کنی و هرچه خواستی بگویی .


اگر کسی مانند جناب آقای محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در برنامه ی رادیویی زنده خطاب به مجری برنامه بگوید : “شما غلط می کنید که از قول من این اراجیف رو میگید !!!”( لینک خبر )  این گفتار شیرین در متن جامعه چنان دست به دست , گوشی به گوشی , سایت به سایت و وبلاگ به وبلاگ خواهد چرخید که گوینده را به شدت پشیمان و عبرت آموخته کند و به دیگر هموندان آقای رامین و حاج فرج بنمایاند که باید سنجیده تر حرکت کرد و سخن گفت .

جمله ی محمدعلی ابطحی را به خاطر می آورم که درباره ی فیلم اخراجی های ۳ گفته بود که باید به این نسل آفرین گفت که از مسعود ده نمکیِ خشونت طلب فیلم ساز ساخت .

روشنایی هایی در افق جامعه ی ایرانی دیده می شود .


 

سلام

سرانجام پس از کش و قوسهای زیاد فیلم جدایی نادر از سیمین از طرف بنیاد سینمایی فارابی و هیئت داوران آن , به عنوان نماینده ی ایران در مراسم اسکار امسال انتخاب شد .

جالب اینجاست که گروهی آماده بودند که شب و روزشان را در راه تبلیغ منفی برای این فیلم و جلوگیری از شرکتش در اسکار صرف کنند .

چه تحلیل ها شد و چه اتهامها زده شد . چه حسادتها ورزیده شد , چه اعمال نفوذها دیدیم . اما نهایتا قدرت شگفت آور فیلم اصغر فرهادی و فشار زیاد افکار عمومی , دیدگاههای مخالفان را که عمدتا استدلالهای بی منطقی مانند : “این فیلم ارزشی نیست” ارایه می دادند , زیر پا گذاشت و جدایی نادر از سیمین راهی اسکار شد .

جدایی نادر از سیمین تا کنون بیش از ۳۰ جایزه در جهان به خود اختصاص داده است . رکورد فروش فیلمهای ایرانی را هم در همه جا شکسته . این فیلم جزو انگشت شمار فیلمهایی بوده که هم منتقدان آنرا پسندیده اند هم مردم عادی .

به همین خاطر امسال شانس بالایی داریم که در مراسم اسکار در بخش سینمای جهان سرانجام نامی هم از کشور ما برود و شاید جایزه ای هم نصیبمان شد .

به هر روی از دیدگاه من جدایی نادر از سیمین از آن دسته آثار هنری است که می توان با آن فخر فروخت و به آن بالید .

امیدوارم که این فیلم در اسکار هم مانند همه ی جشنواره های دیگر پیروز باشد و سربلند تا ما هم کمی احساس غرور و افتخار کنیم .

سلام

فیلم سلطان جنگlord of war ) نیکلاس کیج را می دیدیم که بر اساس شخصیت و داستان واقعی یک دلال بزرگ اسلحه ساخته شده است . با دیدن تلاش خستگی ناپذیر یوری اورلوف برای افروختن آتش جنگ در سرزمینهای مختلف ( به منظور پیدا کردن بازارهای جدید فروش اسلحه ) و تلاش متقابل پلیسی که می خواست با دستگیری اورلوف , جان بیگناهان زیادی در دنیا را از مرگ نجات دهد ناخوداگاه به یاد اولاف پالمه نخست وزیر مرحوم سوئد افتادم که خودش را وقف برقراری صلح در دنیا ( بویژه پایان جنگ ایران و عراق ) کرده بود .

اولاف پالمه نخست وزیر سوئد و رهبر حزب کارگری سوسیال دموکرات این کشور بود که بیش از هر چیزی جنبه ی انسانی شخصیت او در دنیا شناخته شده است .

به واسطه ی همین شخصیت برتر , سوئد در دوران او به چنان اعتبار و محبوبیت جهانی دست یافت که پیش و پس از آن هرگز تجربه اش نکرد .

تلاش گسترده ی اولاف پالمه برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق , سفرهای متعدد او به هر دو کشور و گفت و گو با مقامات آنها و گرفتن دیدگاهها و خواسته هایشان و انتقال این دیدگاهها به شورای امنیت سازمان ملل در آن دورانی که بیشتر کشورهای دنیا با محاصره ی اقتصادی و تسلیحاتی و تحریم ایران و حمایتهای گسترده از عراق بر طبل جنگ می کوبیدند تنها نقطه ی روشن برای مردم رنج کشیده ی دو کشور بود .

اولاف پالمه یکی از انگشت شمار سیاست مدارانی بود که وقتی در بهار ۱۹۶۸ تانکهای روسی وارد پراگ پایتخت چک شدند با راهپیمایی به این لشگرکشی اعتراض کرد .

جنگ ویتنام هم یکی دیگر از مواردی بود که پالمه به روشنی با آن مخالفت کرد . او پشتیبان سرسخت استقلال ویتنام شمالی کمونیست بود .

دولت نژاد پرست آفریقای جنوبی یکی دیگر از اهداف پالمه بود . از دوران نوجوانی تا زمان مرگ , پالمه لحظه ای از مخالفت آشکارا با این رژیم دست بر نداشت .

ضمنا پالمه در دورانی که همه ی اروپایی ها دولت اسراییل را به رسمیت شناخته و روابط دوستانه ای با آن داشتند توجه جهانیان را به وضع ناخوش آیند آوارگان فلسطینی جلب کرد .

زندگی نخست وزیر سوئد به این شکل وقف تلاشهای بشر دوستانه و صلح طلبانه ی او شده بود تا این که در شامگاه ۲۸ فوریه ی سال ۱۹۸۶ سرانجام این چوب از لای چرخ قدرتها بیرون کشیده شد . در آن شب پالمه که به همراه همسرش همانند یک شهروند کاملا عادی به سینما رفته بود پس از خروج از سینما هدف گلوله قرار گرفت و از دنیا رفت .

راز قتل وی هیچ گاه به طور رسمی فاش نشد . اما گمانه زنی هایی بود مبنی بر اینکه کسانی که دوست نداشتند جنگ ایران و عراق پایان پذیرد او را کشتند . از سوی دیگر گروهی دولت آفریقای جنوبی را متهم می کردند . اما چند سال پس از آن همسر سابق عبدالله اوجالان رهبر کردهای جدایی طلب ترکیه اعلام کرده بود که پ.ک.ک به انتقام مخالفت پالمه با پناهندگی سیاسی اوجالان و نزدیکانش او را کشته بودند .

هر چه بود راز قتل نخست وزیر انسان دوست سوئد هرگز کاملا روشن نشد .

فرج الله سلحشور را که به خاطر دارید . کارگردان سریال چندین میلیاردی یوسف پیامبر که در دادگاه به سرقت ادبی فیلمنامه ی این سریال محکوم شد و حبس و جزای نقدی اش هم مشخص شد .

حالا این شما و این هم موضع گیری آقا فرج در برابر فیلم جدایی نادر از سیمین :

خبرآنلاین: فرج‌الله سلحشور در‌این‌باره به نشریه «شما» گفت: «ایران الان محور همه انقلاب‌های دنیا شده است، ولی سینمای آن در جهت ضد اهداف این کشور انقلابی دارد حرکت می کند.

مثلأ این را بنویسید آقای اصغر فرهادی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» مورد توجه و علاقه آقای سارکوزی قرار می‌گیرد. خب! آقای فرهادی چه سنخیتی بین تو ایرانی و آقای سارکوزی وجود دارد که می‌گوید بیاورید من فیلمش را ببینم. خب! مبارکشان باشد، افتخار از این بالاتر؟»

** کلا هیچ توضیحی ندارم که بدهم . فقط اگر دوست داشتید صفحه ی اصلی خبر را در اینجا ببینید و کامنتهای مردم را بخوانید .