سلام

دیشب مسابقات جام ملتهای اروپا در رشته ی فوتبال به پایان رسید و اسپانیا که جام جهانی ۲۰۱۰ را هم با قدرت هر چه تمامتر پیروز شده بود برای دومی دوره ی پیاپی قهرمان این جام هم شد .

اسپانیا به رسم ۴ , ۵ سال اخیر بهترین , هماهنگ ترین , زیباترین و موفق ترین فوتبال دنیا را به نمایش گذاشت و قهرمان شد . همه از دیدن فوتبال تک ضرب , برنامه ریزی شده و دلیرانه ی اسپانیا لذت بردند , اما آن چیزی که باعث شد همگان لب به تحسین اسپانیا بگشایند فرهنگی بود که اسپانیایی ها در زمین فوتبال نشان دادند .

رفتار اسپانیایی ها آنچنان آقا منشانه و متمدنانه بود که چزاره پراندلی سرمربی ایتالیا را وادار کرد برای شکست سنگین تیمش هیچ بهانه ای نیاورد . پراندلی بسیار محکم و منطقی و کوتاه گفت : از اول هم روشن بود که اسپانیا قوی تر و سرحال است .

پراندلی نه به مصدوم شدن دو بازیکن و تعویض اجباری اش اشاره کرد و نه به ۳۰ دقیقه ۱۰ نفره بازی کردن تیمش و نه به خستگی زیاد ناشی از ۳ بازی سنگین در فاصله ی ۸ روز . بلکه خیلی راحت و بدون احساس سرشکستگی , از برتری بی چون و چرای اسپانیا گفت . به بیان دیگر آنچنان رفتار اسپانیایی ها فاخر و دوست داشتنی بود که پراندلی از باختش سرافکنده نبود .

نه تنها در طول بازی هیچ حرکت خشن و غیر اخلاقی از بازیکنان اسپانیا ( حتی ایتالیایی ها هم در زمینه ی بازی سالم سنگ تمام گذاشتند ) دیده نشد , بلکه همکاری و روحیه ی کار گروهی و از خودگذشتگی مثال زدنی آنها هم دیدنی بود . فرناندو تورسی که خود نیمکت نشین بود موقعیت صد در صد گلزنی اش را به هم باشگاهی اش خوان ماتا می دهد تا او که فقط ۵ دقیقه در کل مسابقات فرصت بازی پیدا کرده از این جام سربلند و با دست پر بیرون برود .

پس از پایان بازی اسپانیایی ها برای بازیکنان غمگین ایتالیایی راهرویی درست کردند ( همانکاری که در فینال جام جهانی هم انجام دادند ) و آنها را با تشویق و دلجویی به سوی جایگاه هدایت کردند تا مدال نقره شان را دریافت کنند .

پس از پایان بازی , بازیکنان , کودکان هم وطن حاضر در ورزشگاه ( برخی فرزندان خودشان و برخی کودکان تماشاچیان ) را به داخل زمین آوردند تا شادمانی شان را نه تنها با مردم خودشان که با همه ی مردم دنیا تقسیم کرده باشند . انصافا تصاویر شادی کودکان , جهانی ترین احساسی بود که یک تیم ورزشی پس از قهرمانی اش می توانست به مردم دنیا هدیه دهد .

در گامهای بعدی هم دیدیم که بازیکنان اسپانیا شادی بی غل و غشی را در کنار یکدیگر تجربه کردند , فارغ از آنکه چه کسی بازی کرد و چه کسی روی نیمکت نشست . هیچ گاه جام را از دست یکدیگر چنگ نزدند و در عکس گرفتن به همراه جام , هیچ رقابتی با هم نکردند .

به هر روی آنچه که از اسپانیا دیدیم نه تنها در عرصه ی فوتبال بی همانند بود , بلکه به ما این فرصت را داد که کمی هم فوتبال خودمان که یک نمونه ی کوچک از اجتماع بزرگمان است را بسنجیم .

سلام

آریوبرزن را که می شناسید . سردار غیرتمند ایرانی که در هنگامه ی شکست داریوش سوم از اسکندر مقدونی و فرار او از برابر سپاه دشمن , در اطراف یاسوج امروزی دفاعی جانانه و ناامیدانه را ترتیب داد و به مدت یک هفته با ۱۰۰۰ مرد جنگی سپاه ۳۰ هزار نفره ی اسکندر را زمین گیر کرد و در پایان هم با خیانت یک چوپان شکست خورد و خودش و همه ی سرابازان دلیرش کشته شدند . در شهر یاسوج مجسمه ای از این سردار بزرگ در میدانی به همین نام نصب شده است که با اعتراض شدید فرمانــده ی ســپـاه پاســداران آن شهر مواجه شده و حکم دادستانی هم برای برداشته شدن مجسمه صادر شده است . با این منطق که ما ارزشهای والاتری داریم که به عنوان نماد ارزشی استفاده کنیم . ( منبع خبر )

آیا آریو بزرن یک شهید نیست ؟ در تعریف شهید آمده است که : هر کسی که به مرگ غیر طبیعی و در جهت هدف مقدسی از دنیا برود . آیا این هدف فقط در صورت مذهبی بودن دارای ارزش است ؟ دفاع از میهن و مردم بی گناهی که در برابر سپاه خونریز دشمن یار و یاوری ندارند آیا هدفی مـقــدس نیست ؟

به باور من ارزشهای غیردینی هم شایسته ی توجه هستند .

حتما شما هم با من هم آوایید که جامعه ی امروز ما به هیچ روی یک جامعه ی اخلاقی نیست و بی اخلاقی و بداخلاقی در میان ما ایرانیان بی داد می کند . آیا این بحران اخلاق نتیجه ی بی اعتنایی به بسیاری ارزشها نیست ؟

آیا بزرگ مردی مانند آریو که می تواند الگوی بسیاری از جوانان امروز ما باشد باید به جرم آنکه ۱۰۰۰ سال پیش از اسـلـام زندگی می کرده نابود شود و یادی از قهرمانیهای خودش و سربازانش نشود ؟

انگلیسیها یک رابین هود دارند که در مقام مقایسه ابدا در سطح قهرمانی مانند آریو نیست . اما آنقدر فیلم و سریال و کارتون و کتاب از این شخصیت منتشر کرده اند که مردم همه ی دنیا به خوبی و بسیار فراتر از آنچه که بوده او را می شناسند .

مردم ایالات متحده که در این زمینه چنان ضعف دارند که آدمکشهایی مانند بیلی بچه ( billy the kid ) و دزدان بانک مانند جسی جیمز را اسطوره و قهرمان می شناسند . اما ما با داشتن یک تاریخ پر از قهرمان در تلاشیم که همه ی قهرمانان غیر اسلامی مان را فراموش کنیم .

آیا حذف تاریخ ایران پیش از اســلام تندروی نیست ؟

 

سلام

نخست تصمیم داشتم که درباره ی تصویر هیچ چیز ننویسم . چون خود عکس کاملا گویا و تاثیر گذار است . ولی پس از کمی بالا و پایین کردن به این نتیجه رسیدم که بدون دانستن این که این قهرمان کیست و به چه دلیل به جوخه ی اعدام سپرده شده و به چه دلیل این چنین خوشنود و بدون ترس در برابر مرگ ایستاده و به پهنای صورتش لبخند می زند , دیدن عکس لطفی ندارد.

افسوس که آگاهی بسیار کمی در باره ی ایشان در اینترنت وجود دارد . تنها به اندازه ی ۲ خط!! آن هم اینجا ( ف.یلــــتر شده است )

ناوی وظیفه ( سرباز وظیفه ی نیروی دریایی ) هوشنگ انوشه به همراه ۲ هم خدمتی دیگرش مهناوی دوم خیری و ناوی وظیفه گهربار در شهریور ۱۳۳۲ , یعنی چند روز پس از کودتای ۲۸ مرداد در اعتراض به این کودتا ناو ببر , از ناوهای نیروی دریایی ارتش محمدرضا شاه را آتش زدند و پس از دستگیر شدن در میدان امیر آباد خرمشهر بوسیله ی جوخه ی آتش اعدام شدند .

خیال آسوده و سرافرازی هوشنگ انوشه به این دلیل است که جانش را در راه سربلندی میهنش داده است . در دوران ملی شدن صنعت نفت خونهای زیادی ریخته شد و قهرمانان زیادی به خاک افتادند که ( شاید به دلیل نفوذ زیاد انگلستان و آمریکا ) هرگز نامی از آنها برده نشده و مردم ایران آنها را بسیار کم می شناسند .

پس از گذشت 20 سال از عکس نخست

پس از گذشت ۲۰ سال از عکس نخست

 و 10 سال پس از عکس دوم , اما این بار ...

و ۱۰ سال پس از عکس دوم , اما این بار ...