سلام

تصاویری از تلویزیون پخش می شد از برخی یافته های نوین پزشکی .

یافته هایی مانند چشم ساختگی ( مصنوعی ) , نه از آن چشمهای شیشه ای که از صده های قبلی می ساختند و فقط محض زیبایی بود . بلکه چشمی که می توانست با همکاری چشم سالم شخص تصویری سه بعدی در مغز ایجاد کند و بینایی کامل و سه بعدی را به افراد یک چشم بازگرداند .

یافته ی دیگر دستی بود ساختگی که با دریافت دستور از مغز همانند یک دست طبیعی کار می کرد و از تک تک مفاصل بهره می گرفت . به دانشمندانی که شبانه روز بر روی این پروژه ها کار می کنند می اندیشیدم . به آنهایی که به جای آنکه به دنبال گردآوری پول و انباشتن حسابهای بانکی خود باشند , چنین خدمات ماندگاری را به جهان عرضه می کنند .

راستی , زمانی که فناوری دستِ ساختگی کامل و به بازارهای جهانی عرضه شد و معلولین زیادی را از ایرادِ نداشتن دست رهانید آیا کسی نام دانشمندانی را که بی منت و بی دریغ در این پروژه تلاش کرده بودند به خاطر خواهد سپرد ؟

حالا این افراد را برابر ( مقایسه ) کنید با راهبان و مرتاضها و آموزگاران عرفانهای شرقی و غربی .

یک راهب بودایی برای آنکه به سلک رهبانیت درآید در نخستین گام باید همه ی تلاشهایش برای گذران زندگی را متوقف کند . به این معنی که یک راهب اجازه دارد که تنها از راه گدایی مایحتاجش را فراهم کند . بله , گدایی , آنها ظرفهایی دارند مانند کشکول دراویش خودمان که با آن به مردم مراجعه کرده و پول و خوراک از ایشان می گیرند .

پس آیین رهبانیت در نخستین گام از فرد داوطلب یک انگل اجتماع می سازد . در گامهای پس از آن فرد راهب باید از اجتماع دوری کرده و به ریاضت و اندیشه مشغول باشد و تلاش کند که توانایی های ذهنی و بدنی اش را زیاد کند .

می گویند راهبان ( یا مرتاضان ) آنقدر قدرتمند می شوند که می توانند با نگاهشان ( یا حتی بدون نگاه کردن ) قطار در حال حرکت را متوقف کنند . دستشان درد نکند . خب که چه ؟

چه خیری از این توانایی ها به جامعه و مردم می رسد ؟ جناب راهب یا حضرت مرتاض اگر مرد است کاری کند که قطار بدون مصرف گازوییل یا برق به حرکت درآید , نه این که قطاری را که با آنهمه هزینه به راه افتاده تا صدها مسافر را جا به جا کند , از حرکت باز بدارد تا هم مسافران با تاخیر مواجه شوند و هم کل برنامه ریزی حرکت قطارها به هم بریزد .

اگر این توانایی ها به دردخور بود راه آهن هندوستان برای هر یک از قطارهایش یک مرتاض را استخدام می کرد تا با انرژی سرشار ایشان قطار به حرکت درآید و این همه آلودگی زیست محیطی و این همه هزینه بوجود نیاید . به این ترتیب قطعا قیمت بلیط قطار در هندوستان با آن مردم فقیر و بیچاره اش به کمتر از نصف می رسید . نمی رسید ؟

ثمره و چکیده ی بیشتر این آموزه های عرفانی که از قضا امروز بسیار محبوب هم شده اند دور شدن از اجتماع و فرد گرایی و بعضا توهم گرایی است .

باور پیدا کردن به موجودات موهوم و جن و روح گرایی و توجه بیش از حد به انرژی و هاله ی نور و امثال اینها نهایت آموزه های این عرفانهاست . اما یک ثمره ی دیگر هم از این آموزه ها به دست می آید که اگر برای پیروان آب نداشته باشد برای شخص مرشد حتما نان خواهد داشت و آن حس مرشد پرستی و ذوب در ولــای شخص راهنماست که یک نمونه اش در نوشتار مربوط به حضرت اشو آمد .

نوشتار بزرگترین خودکشی گروهی تاریخ و مورمونیسم هم نمونه های دیگری از این گروهها و عرفانها و این رهبران مقدس را به شما نشان می دهند .

در پایان باید عرض کنم که از دیدگاه نگارنده واقع گرایی و اجتماع گرایی غربی ها ( که دانشمندان بزرگی مانند نمونه های یاد شده در آغاز نوشتار را پرورش می دهد ) به مراتب ارزشمندتر و پرثمرتر از مذاهبی است که باعث رها شدن شخص از نیروی جاذبه ی زمین و رد کردن شمشیر از لپ و قورت دادن سوزن و متوقف کردن قطار می شود .

این عملیات ژانگولری که عرض شد شاید جالب و شگفت انگیز و نشان توان فکری و بدنی بالای انجام دهندگانشان باشند اما ثمره ای برای جامعه ندارند و دردی از دردهای بیشمار انسانها را درمان نمی کنند .

 

سلام

تصاویری که در پایین می آیند از یک معدن گوگرد واقع در دهانه ی یک آتشفشان در اندونزی گرفته شده اند . ظاهرا کارگران گوگرد را با مشعلهای بزرگ به حالت مذاب در می آورند تا هم جابه جایی اش آسان تر باشد هم فرآوری گوگرد بهتر انجام شود.

اگر زیاد به شرایط جهنمی کار برای کارگران فکر نکنیم می توانیم از این همه رنگهای زیبا و این تصاویر زیباتر لذت بیشتری ببریم .

می گویم شرایط جهنمی به این روی که همانطور که می دانید گاز گوگرد سمی و کشنده است . از طرف دیگر گرمای زیادی که مشعلها برای ذوب کردن گوگرد ایجاد می کنند هم قوز بالای قوز می شود .

1

2

3

4

5

7

آبشخور ( منبع ) :

سایت خبرآنلاین

سلام

 جانوران ریز و درشت ژرفنای دریاها ویژگیهای دیگرگونه ای دارند و دارای تفاوتهای زیادی نسبت به دیگر جانوران هستند . گروهی از آنها هستند که دارای بدنهای شفافی هستند که درونش کاملا دیده می شود . شفافیت بدن احتمالا راهی است برای پنهان شدن از دست شکارچیان . چون نور بسیار کمی که در اعماق زیاد دریاها وجود دارد و فقط شکارچیان بومی آن عمق می توانند آنرا تشخیص دهند از این بدنها به راحتی عبور می کند و جانور در امان می ماند .

به تصاویری بسیار زیبا از برخی از این جانوران نگاه کنید :

 11

 

12

13

14

15

16

17

18

19