سلام

نام چنگیز خان مغول برای ما ایرانی ها همراه است با مفهوم خونریزی و آدم کشی و جنایات گسترده و تجاوز و چپاول و نیستی و نابودی . بیراه هم نیست , اما باید توجه داشت که چنگیز پس از دو بار کشته شدن فرستادگانش به دست خوارزمی ها ( که ترکهایی بودند از نسل خود چنگیز خان ) به مرزهای خوارزمشاهیان حمله کرد که البته تقریبا نیمی از خاک ایران امروز می شد . بیشتر قتل عامها و خونریزی های مغولان در شهرهای خوارزمی نشین بود که باشنده هایش ( اهالی , ساکنان ) همگی ترک بودند و نه ایرانی .  بعد از آن هم که دیگر کسی جلودار سپاه گرسنه و آزمند مغولها نبود . تمام ایران را گرفتند و حکومت محلی مشتی مغول تاتو سوار به امپراطوری بزرگی بدل شد که نیمی از دنیا را گرفته بود .

همین رویداد سبب شد که چنگیز برای مغولان یک خدایگان ( الاهه ) شود و پس از مرگ هم خدا انگاشته شود . پیکره های او در همه ی قبیله ها ساخته و پرستش می شد . اما آنچه که در این باره جالب تر است به خاک سپاری چنگیز است .

بزرگان مغول که که نگران بودند در سالهای بعد گور چنگیز با دست درازی و هجوم مخالفین یا دزدان روبرو شود تلاش کردند که جای گور ناشناس و پنهان بماند . به همین دلیل شمار کمی از سربازان قابل اعتماد را برای بردن جنازه ی امپراتورشان برگزیدند و در راه هر کس که این کاروان را می دید از دم تیغ می گذراندند .

اگتای پسر چنگیز خان که مسوول انجام مراسم خاک سپاری بود تمامی کسانی را که در ساخت آرامگاه دست داشتند کشت و سربازان شاهد این ماجرا را هم همین طور , تا هیچ کس از جای این گور آگاه نشود .

روایت های گوناگون شمار قربانیان این تشییع جنازه را متفاوت اعلام کرده اند . از ۲۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر .

آنچه که مشخص است گروه بزرگی از مردم بی گناه کشته شدند تا گردانندگان این برنامه به چند هدف دست یابند :

نخست این که شمار زیادی قربانی انسانی تقدیم خدایان کردند تا شاه شان را میان خود بپذیرند .

دوم این که سوی حرکت گروه ناشناخته و پنهان بماند تا کسی گور خاقان مغول را نیابد .

سوم  این که با دفن شمار زیادی از همین قربانیان پیرامون گور چنگیز , یابندگان احتمالی محل گور را سر در گم کنند تا نفهمند که کدام پیکر از آن چنگیز است .

اما این موجود دو پا هر کلکی که بزند باز هم نمی تواند هم جنس خود را گول بزند . یک گروه بین المللی از باستان شناسان پس از ۴۰ سال تلاش , سرانجام گور چنگیز را یافتند که اتاقی بود ۳ در ۳ متر و در ژرفای ۴ متری زمین , بالای یک تپه قرار داشت . اتاق با وسایل مورد نیاز برای زندگی پس از مرگ چنگیز پر شده بود و اطرافش تعداد زیادی انسان با فواصل منظم دفن شده بودند تا جویندگان را گمراه کنند .

سلام

حکما و بزرگان همواره توصیه کرده اند که اگر چیزی یا کسی را از نزدیک ندیدی و اطلاعات کافی در موردش نداشتی اظهار نظر هم نکن . اما خب این واقعیت را هم نمی توان کنار گذاشت که بر اساس قراین و شواهد می توان به تحلیل یا به قول حضرت شرلوک هلمز به استنتاج های منطقی رسید .

چندی است ( بیش از یکسال ) که یک فیلم موبایلی از یک مومیایی به نام مومیایی حسن آباد در اینترنت منتشر شده و ذهن ایران دوستان را سخت به خود مشغول کرده است .

مومیایی حسن اباد

مومیایی حسن اباد

خبر این است که در عملیات تعریض جاده ی حسن آباد به سنندج ۵ قبر باستانی پیدا شده اند که در یکی از آنها یک مومیایی با تابوت تمام طلا و نقره قرار داشته و کتیبه داشته و چنین و چنان . گمانه زنی های اولیه هم او را دیا اوکو , نخستین  پادشاه مادی تشخیص داده اند که در حدود ۲۷۰۰ سال قبل می زیسته . البته در بعضی از سایتها ذکر شده در این قبرها روش تدفین چمباتمه ( یعنی مرده ای که زانوانش را در بغل گرفته باشد , مشابه حالت جنینی ) اعمال شده و عکسی که ضمیمه ی خبر شده است یک اسکلت خوابیده را نشان می دهد !!

متن خبر , حکایت از گم شدن این مومیایی دارد و خواننده را هم سر خشم می آورد که اگر ایرانی هستی و غیرت داری  تا دیر نشده اطلاع رسانی کن و مسوولین را هم به پاسخ گویی طلبیده . حجم ارسال این خبر بوسیله ی ایمیل آنقدر بالاست که به راحتی می توان دریافت مردم کاملا به این قضیه حساس شده اند .

من این مومیایی را ندیده ام . اما بنا به چند دلیل ساده نمی توانم واقعی بودن آن را قبول کنم .

در طول تاریخ ایران که دست بر قضا بیش از ۱۰ هزار سال سابقه ی شهر نشینی دارد ( این قدیمی ترین تاریخ شهر نشینی در دنیاست ) ایرانی ها همواره حساسیت زیادی بر روی مراسم خاکسپاری مردگانشان داشته اند و همین امروز هم این حساسیت بدون حتی اندکی کاهش وجود دارد . یعنی شکل خاکسپاری ( به هر گونه ای که بوده ) بدون ذره ای تخطی و سهل انگاری رعایت می شده و اگر در یک سایت باستانی شما گورستانی با مثلا ۳۰۰ قبر هم پیدا کنید محال است که در یکی از آنها روش تدفینی متفاوت از بقیه پیدا کنید . ضمنا در هیچ دوره و بازه ای از این تاریخ دیرپا شما مومیایی کردن مرده ها را نمی بینید . به این معنی که هرگز ایرانیان به سالم نگهداشتن بدن مردگان اعتقادی نداشته اند . پس پیدا کردن مومیایی در ایران کاملا دور از انتظار و دور از ذهن است .

از طرفی دقیق شدن در همین تصاویر هم نشانه هایی از غیر واقعی بودن مومیایی را بدست می دهد .

در فیلم یاد شده شما مومیایی را می بینید که چشمانش همچون مومیایی های فیلم های سینمایی برق می زند . چنان برقی که احساس می کنید همین الان است که از جا برخیزد و دنیا را به کمک نیروی سحر و جادو تسخیر کند .

حال آنکه همه می دانند که بعد از مرگ نخستین قسمت بدن که فاسد می شود چشمها هستند . یعنی حتی قبل از آنکه بوی فساد از بدن مرده به مشام برسد چشمهایش از بین رفته است .

از طرف دیگر دستها و پاهای مومیایی کاملا شبیه فرم دست و پای یک فرد زنده هستند . به این عکس دقت کنید .

می بینید که یک مومیایی در حقیقت جز پوستی و استخوانی چیزی ندارد و دستها و پاها کاملا خشک و (به اصطلاح مشهدی اش قاق ) هستند .  در حالی که مومیایی حسن آباد دست ها و پاهای پر و زنده ای دارد .

برای آنکه بدن یک فرد را به صورت مومیایی نگهداری کنند باید امعا و احشایش را خالی کنند . حتی در قرن بیستم هم این قاعده کاملا صادق بود و جسد لنین را هم به همین ترتیب کاملا خالی کرده و سپس مومیایی اش کرده اند . در حالی که مومیایی حسن آباد شکمی ورزیده و صاف و بدون حتی یک اثر خراش یا بریدگی دارد .

حال اگر این پرسش به ذهنتان رسید که پس منظور سازندگان این آدمک از ساختن این تابوت و زیور آلات و آدمک یک مومیایی با این همه دقت و ظرافت چه چیزی می تواند باشد باید عرض کنم که چنین گنجینه ای می تواند کالای بسیار مناسبی برای بازار قاچاق باشد . بازاری که در آن هرگز خریدار مغبون و فریب خورده نمی تواند کار را به محاکم قضایی بکشاند و یا ادعایی داشته باشد .

فیلم مومیایی حسن اباد را ازاینجا بگیرید . حجم فیلم ۱٫۱۹ مگابایت .